به شغل كناسى ، با مشتزنى به قوام السلطنه به اتمام رسانيده پشت پا به اصلاحات ، به امتياز نفت كوفت زده .
سليمان ميرزا و سردار سپه
عاقبت بيغووار روى ديوار خانهء سردار سپه محجوب ، سردار سپه متوجه به وزارت جنگ ، سردار سپه غافل از اين طراريها ، سردار سپه بىخبر از شياد و شيادى نشسته فرياد حقحق هوهو كشيده و ايشان را از خط سير خود بازداشتند . با اين طريق در كابينهء معظم له خود را جا داده مشغول سوزانيدن خدمت خدمتگذار گشته به نايرهء جمهورى دامن زد . در نتيجهء دوستى شاهزاده و اثرات شومى ايشان اصلاح ، انتظام ، اتحاد ، اتفاق ، مودت ، محبت بالمره از ميان رفته و بدبختى حاضرهء مملكت فلجكن پيشآمده و ضمنا وزارت معارف صرف جيب ياران حضرت اقدس گرديد . پس از همهء اين قضايا شاهزاده خرامان خرامان به مجلس تشريف بردند ! ! !
بله اين است كميت و كيفيت شاهزادهء ناآزادهء مملكت به باد داده كه در اول قرآن آيهء وافى هدايه « اعوذ باللّه من الشيطان اللعين الرجيم » قطعا دربارهء ايشان نازل شده . تا چه اقتضا بكند سوسياليزمى و وكالت بعدهاى معظم له . . .
( پايان مقالهء روزنامهء قانون )
مقالات دربارهء سليمان ميرزا
آرتيكلهاى بسيار شيرين در جرايد ملى نوشته مىشود . من چون محرر محرمى ندارم اگر بخواهم آنها را بنويسم از وقايع يوميه بازمىمانم . اين است كه گاهى مىنويسم و بعضى اوقات خود جريده را ملحق « مموار » مىكنم . دربارهء سليمان ميرزا هيچ روزى نيست آرتيكل مفصلى درج نشود . واقعا مفتضح شده .
در يكى ، باز نوشته بود تو كه براى كلمهء من كه در تلگراف عضد السلطان بود هزار كلمه حرف زدى ، تو كه براى هشتاد من آرد استيضاح نمودى ، تو كه براى چك خوردن پيشخدمت پستخانه دنيا را زير و زبر نمودى ، تو كه براى شغل كناسى هزار رجز خواندى ، فجايع امير لشكر غرب و ساير جاها را مىبينى و لب از لب حركت نمىدهى .
پاك و صاف به سردار سپه مىنويسند كناره كن برو و الّا دوم حمل غير مسلح مبدل به مسلح خواهد شد .