نمايشگاه وطنى
پنجشنبه 13 ع 2 ، 29 عقرب - مدتى است محتشم السلطنه مشغول يك اكسپوزيسيون وطنى در تكيه دولت و جلوخان آن و باغ و عمارت معروف به گالرى است . امروز جشن افتتاح [ بود ] و دعوت داشتيم . دو نيم بعدازظهر با حاجى افخم الدوله رفتيم . در جلوخان روسها كارخانهء الكتريك و ماشينهاى فلاحتى و بعضى اشياء كه عمدهء آن داس و چكش است گذاشتهاند . به خطهاى درشت در پارچهء سرخ بعضى نصايح كه چوب را بدل به فلز كنيد ، دست را مبدل به ماشين . روسيه با ايران دوست است ترقى او را طالب است ، چه و چه .
بالادست آن مسيو شريكر و « پرى توا » جنگل و مرغهاى « آم پايّه » و خيلى چوبها گذاشته . در يك صفحه راه و زراعت مازندران را ترتيب داده ، مقابل آن راه و زراعت اروپا . ميوههاى بسياردرشت ، سيب ، گلابى و غيره « پرىتوا » گذاشته كه الحق ديدنى است . كاشف السلطنه چاى گذاشته . خود تكيه مزين ، عالى ، هردو شهر يكغرفه ، اشياء ايران ، امتعهء ايران . در . . . « 1 » طهران است و اشياء نفيسه از عمارت سلطنتى . وليعهد و سردار سپه آمدند در غرفهء طهران ايستادند . محتشم السلطنه خطابهء مفصلى قرائت [ كرد ] وليعهد جواب [ داد ] . اما سكوت بود . از ترس ملاها موزيك نبود ، دست نزدند ، هورا نكشيدند ، خنك بود . بعد دور افتادند همهجا گردش كردند . در غرفهء اصفهان سردار سپه گز توى دهان گذاشت . ناصر الدين ميرزا يك تكهء گنده كه لپ او ورم تا مدتى داشت . در باغ گالرى ، چادر تيراندازى ، بوفه ، شبها سينما و لوطى غلامحسين و خيمهشببازى .
چراغبرق روسها دادهاند يك ساعت از شب رفته منزل آمديم .
كتك خوردن مدير « اقدام »
يكشنبه 16 - زينب و مادر زينب تماشا رفتند . عصر من رفتم . صبح از سه به ظهر تا ظهر زن ، بعدازظهر تا سه از شب مرد . موزيك در جلوخان و بعد توى باغ مترنم است .
مدير « اقدام » ملا عباس خليلى جريدهاش توقيف بود خدمت رئيس الوزرا رفت . قبل از آن پاكت يكى از علماء را برده بودند گماشته گفته بود بخوانيد زود جواب بدهيد . وزير فحش داده بود . به مدير گفتند نرويد افق تيره و آسمان ابر است . رفت دست از عبا درنياورده باز خواهش طبع جريده نمود . فحش بسيار ، كتك تا درب عمارت ، بعد مجددا از وسط خيابان كشانكشان آوردند . قلعه بيگى اتومبيل [ داد ] ملا را به وطن خودش
هامش
( 1 ) - يك كلمهء ناخوانا .