تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6466

مساهمون:

ص٦٤٦٦
نمايندگان فرانسه را هم بكشند . ( پايان ظرائف و طرائف )

گوش به جرايد نكنيد

غرّهء شهر شوال - كه عيد رمضان است . ديشب بيشتر مساجد احيا گرفته بودند . من و افخم الدوله ، شعاع الدين ميرزا مسجد شاه رفتيم ، هم هوايش بهتر [ بود ] و هم ميرزا عبد اللّه وعظ و روضه مىخواند . شمه‌اى باز از جرايد و تجرى مردم به فسق‌وفجور ذكر كرد و تشكر از كسبه و بازاريها كرد كه اگر مسلمانى هست باز در اين قوم است . مردم را خيلى نصيحت كرد كه گوش به آنچه جرايد مىنويسند نكنيد ، اصلا نخوانيد ، از بىدينها اجتناب كنيد ، چه‌وچه . خيلى حرفها كه تصور مىكنم اثرات آن چندى باقى بماند . پس از اين حرفها شروع به روضه و خواندن دعا و اذكار شب عيد فطر نمود . قرآن سرگرفت تا اذان صبح . آن‌وقت كه صداى مؤذن بلند شد حكم كرد همه جمعيت بلند اذان بگويند . شور و شيون عظيمى برخاست كانه رستاخيز است . بقدرى شايق بود و تحريض مىكرد اذكار و ادعيه بلند خوانده شود كه سينهء ما سه‌نفر به كلى گرفت ( من در عمرم اذان بلند نگفته بودم جز امشب ) .

مسجدبه‌مسجد

همه اينها كه تمام شد گفتيم برويم مسجد آقا سيد عزيز اللّه . جماعت را اقتدا به حاجى آقا جمال اصفهانى به جا بياوريم . آنجا كه رسيديم هنوز آقا بالاى منبر بود ، مسجد مملو از جمعيت . خيلى مردم به اين آقا اعتقاد دارند . برادر آقا نجفى مرحوم است . ريش سياه انبوه ، صورت خيلى پهن چاق و ابروهاى مشكى ، شكم‌گنده ، سيماى ملائى خوبى دارد . لهجه هم اصفهانى است ، خيلىخيلى غليظ . مردم شهر را فريفتهء خود نموده . افخم الدوله مىگفت بسيار با ورع و تقوى است . مادر اين آقا را كه پدرش طلاق داد ظل السلطان گرفت . پسرى دارد كه معمم شده است يعنى به حكم ظل السلطان و مىگفت من بايد در مقابل آقا نجفى يك ملائى از پسران خودم داشته باشم . از نماز آنجا مأيوس شده رفتيم مسجد شيخ عبد الحسين . درش بسته [ بود ] رفتيم مسجد سيد ولى . نماز صبح را به‌جاى آورده و منزل آمديم . نان و شير و چاى حاضر نموده بودند با اشتهاى كامل خورديم . بعد مسجد شيخ رفته تا آقا براى نماز عيد بيايد مدتى طول كشيد . نماز عيد را به‌جاى آورده درشكه حاضر بود به زيارت حضرت عبد العظيم مشرف شديم . قبل از ناهار مراجعت كرديم . طهران با همه مفاسدش از همه شهرهاى ايران مراسم مذهبى و عبادت بيشتر