مطبوعات دولتى را پنج ساله بدون اعلان مناقصه كنترات بستند كه هرسال مبالغ كثيرى ضرر دولت است . طلب آقاى معتمد السلطنه از طومانيانس را از وجه پنبهء دولت پرداختند . در صورتى كه صندوق دولت تحمل اين نوع تحميلات را ندارد .
دكتر رولان قونسل فرانسه را نمىدانيم به چه نظر براى معلمى طب مدرسهء دار الفنون با ماهى چهارصدتومان كنترات كردند . در صورتى كه مىتوانستند يك متخصص فنى براى اين كار استخدام كنند ( گناه لايغفر . همين هم متخصص بوده است ) .
اين بود قسمتى از هزاريك اختلاسها و خرابكاريهاى آقاى قوام السلطنه كه صحت و سقم هركدام را مىتوان از دوسيههاى مربوطه استخراج [ كرد ] و به معرض اطلاع عامه گذاشت . قسمتى كه از همه مهمتر است انتخابات سوئى است كه در كابينهء ايشان از قبيل حكام و رؤساى ادارات و غيره شده و افكار عامه شاهد مدعاست كه هركابينه بخواهد موفق به اصلاحات شود بايد دست شئامتكاران را كوتاه كند تا موفقيت نصيب گردد .
با تشبثات گوناگون و هياهو و به اصطلاح معروف به كمك هوچيهاى اجتماعى حقايق را نمىتوان مستور داشت عامه را به اشتباه انداخت و خود را جنتمكان و تالى ابا ذر و سلمان معرفى كرد . » ( پايان مقاله )
مطالب بىسند
اينها كه نوشته من نمىدانم صحت دارد يا ندارد . اما چون از جرايد و حال روحيهء مديران آن معرفت دارم به دروغ نزديكتر است تا راست . وانگهى كسىكه مىخواهد با يك رئيس الوزراء اينطور بىدليل و بدون آنكه اسناد معتبر خود را در تلو آنچه ادعا مىكند طبع نمايد نمىبايست قلمفرسائى كند و رجوع به فلان دوسيه يا رجوع به فلان تصويبنامه يا فلان پول را گرفته خرج نكرده سند و مدرك نمىشود براى خواننده .
افسوس محاكمه و رسيدگى دركار نيست و الا مطالب معلوم مىشد و همهكس صحت و سقم آن را مىدانست . فقط توقيف مىكنند و به توسط خارج ( كذا ) و مطالب در حال كتمان باقى مىماند . روزنامهنويس هم شاهنامه مىخواند و رجز مىگويد .
همين روزنامه نوشت فلان وكيل فلان مبلغ پول از نانوا گرفته و معلوم نشد راست است يا دروغ و قس على هذا . پس تا زمانى كه قانون رسيدگى و محكمهء عدالت دركار نباشد نوشتن يا دفاعنمودن نتيجهء مطلوب را به دست نمىدهد . همين است كه مردم ديگر وقعى به جرايد نمىگذارند ، چه خوب بنويسند چه بد .
اگر قوام السلطنه متعاقب آن آرتيكل اول و امر رئيس الوزراء دوتا قاليچهء كار مشهد يا چند توپ برك بيرجندى يا پول زردى روانه نموده بود من قسم ياد مىكنم كه كلمهاى