تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6114

مساهمون:

ص٦١١٤
يكديگر مرتبط شوند و پارلمان كه حاصل آزادى ماست باز شود و سياست را از دست مردمان بيكار بيرون آورد و آن‌وقت است كه مطمئن خواهيد شد كه هرروز يك نيرنگ و دسيسه ، هرساعت يك توطئه و فساد ، هردقيقه يك پردهء شرم‌آورى در طهران بالا نخواهد رفت و شما را دچار شكنجه و عذاب نخواهد نمود . و الّا هرروز بايد منتظر نظير اين وقايع گذشته باشيد . ( انتهى ) ( پايان مقالهء « ايران » ) مقايسهء اين مقالات در جريدهء ايران با آنچه دوسه ماه قبل مىنوشت حقيقتا بهت‌آور است . سياست و روش دولتى كه آنقدر داراى تغييرات باشد ، ملتى كه آنقدر ترسو و متملق و چاپلوس كارش از اين بهتر نمىشود . ديروز چه‌ها مىگفتند و مىنوشتند امروز چه‌ها مىگويند و مىنويسند . نه از آن خجل نه از اين شرمگين . پريروز بود پنجاه تلگراف ولايات در اين جريده درج بود كه انبساط و شادى ملت را به اوج سماوات مىرساند و كوچكترين مجازات براى محبوسين اعدام بود . امروز دادخواهى و سيد ضياء را براى محاكمه و مجازات مىخواهند . ديروز « كابينهء قدرت » و حكومت عدل بود امروز « كابينهء سياه » و حكومت ظلم .
خدايا زين معما پرده بردار * كه مىرقصند هشياران و مستان
چهارشنبه 14 ذيقعده ، 29 سرطان - الا قول تقى خان دويست قزاق و سيصد ژاندارم بايد وارد الموت و مركز اردو بالاروچ گردند . يك عده هم از اعزامى طهران پشت آب گرم سه هزار سر بيرون آورد ، يك عده هم از طالقان بالا و جوزستان به سمت كاروانسرا . دستهء قزاق حركت كرده . ديشب هم اينجا صداى تفنگ آمد . ليكن هنوز به من خبر صحيح نرسيده است .

جنگليها

اين كوچك خان خيلى زيرك و زرنگ است . از فرستادن احسان اللّه خان گمان مىكنم دو نيّت دارد . اولا اين‌كه احسان اللّه خان كه فقط با نفوذ و رقيب اوست در اين گيرودارها يا كشته يا متوارى يا به قدرى قوه‌اش كاسته شود كه به سمت رشت راه ندهد . دوم حواس دولت و يك عدهء بزرگ از قشون را در اين موقع كه بهتر از ساير اوقات مىتواند به سمت رشت راه ندهد به سمت جنگل حمله بياورد مشغول اين سمت باشد و خودش راحت مشغول خوردن سكنجبين خيار با نصير السلطنه . تا اين امورات اين سمت تصفيه شود فصل بارندگى رشت شروع و كار قشون‌كشى سخت و دشوار مىشود ، از شر احسان اللّه خان هم ايمن شده يك‌كاسه اقتدارات قسمت خودش است . تا سال ديگر هم خدا بزرگ است .