نمىتواند خود را ثابت نگاه دارد و در تمام عمر نبايد تجربه گرفت . بايد از تجربههاى گذشته استفاده كرد و با يك فكر پيشبين يك قسمت از مشكلات را بر طرف نمود .
امروزه ديگر موقعيت تشاجر شخصى و اعمال نظريات خصوصى باقى نيست ( كى بشنود ) . مخالف اين فكر ، خائن اين مملكت بود و شايستهء لعنت است . ايران محتاج آزادى است . فقدان آزادى اين مملكت را معدوم خواهد ساخت . امروز نويسندگان فكور وطنپرست شما ، جوانان حساس ايراندوست و بالاخره احزاب شما هم در اظهار عقيده آزاد نيستند . در مسايل سياسى ، در بيان عقيده و يا در تحرير مقالات فوق العاده محافظهكار بوده و حق هم دارند زيرا زلف يار در مملكت شما زياد است . . . « 1 »
در دورههاى فترت و فقدان پارلمان ايران هميشه در دوطرف افراط و تفريط واقع بوده ، يا ديكتاتور و يا هوچى و عوامفريب . اين دو عفريت مهيب آزادى شما را محدود و معدوم كردهاند . اولى ميوهء ارتجاع ، دومى سموم عكسالعمل آن . همينها باعث اين ولولهها و طوفانها شده . يك مرتجع خائنى مىآيد و طوفانى در جامعه ايجاد مىكند و مىرود . عجب در اين است كه اثرات زخم آن را فورى به يك فاصلهء كمى فراموش كرده باز ولولهء رجاله و هوچى و حمله و تهمت و هزاران حربههائى كه كاملا به منفعت اجنبى اعمال مىشود در جامعهء شما ظهور مىكند و با هم همينهاست كه وجود يك بختك اجتماعى را در محيط شما ايجاب مىكند و يكمرتبه بالاى سر خود يك ديكتاتور و يك هيكل ارتجاع را مشاهده كرده آه مىكشيد كه چهوقت از شر اين حيوان موذى نجات بيابيد . . . آيا اينطور نيست ؟ . . . « 2 » اگر آزادى براى شما محفوظ مانده بود نه گرفتار دستهء اولى نه دومى مىشديد . آزادى حقيقى و متناسب با روح اجتماعى يك ملت براى شما يك نعمت آسمانى و براى آنها يك سم مهلكى است .
من عقيده ندارم از جريانات سه چهار ماه گذشته متصل ناله كرده و اينرا براى خود يك وظيفه بدانيد . وظيفهء ما اين است كه قدرى بيشتر به خود آمده نظريات عميقترى در مسائل پيدا كنيم و به وسيلهء استقرار آزادى و رژيم شوروى نگذاريم اين طوفانها و يا آن ولولهها تكرار شود ( با چى نگذارند ) . بايد كمتر حرف زد و بيشتر كار كرد . اگر بخواهيم اوقات خود را مانند سابق به تشاجرات شخصى بگذرانيم اين مرتبه يك طوفان شديدترى ما را احاطه كرده و ممكن است لكههاى خون هم در بين آن ديده شود . . . « 3 »
آمال اجتماعى افراد جامعهء ما ممكن است مركزيت پيدا كرده و در سياست داخلى و خارجى داراى تأثيرات مهيبى گردد . ليك اين موقعى خواهد بود كه احزاب هرچقدر هم كوچك باشند از سرنو شروع به تشكيلات نموده و به وسيلهء يك كنگره عمومى تمام به
هامش
( 1 ) - ( 2 ) - ( 3 ) - نقطهچين در اصل است .