مميز : آنكه غير از پول هيچچيز ديگر را تميز ندهد .
محبس : مكانى است كه فقرا و بىكسان ساكن باشند .
قسم : براى اثبات كردن دروغ استعمال مىشود .
شرافت : شرّ آفت رسيده را گويند .
مركز : مكانى را گويند كه از اطراف خود بىخبر باشد .
تمديد : آنكه عالم را تمديد نمايد .
قول : دروغ گفتن را گويند .
نظار : آنهائى كه به در و ديوار نگاه كرده و حرف نزنند .
اجتماعات : آنكه براى وكالت توسط وجوه بريّه برپا شود .
پروپاگاند : هميشه براى وكيل نالايق به خرج برود .
آرشيو : آنكه از نگاهش انسان عار دارد .
صورتحساب : آنكه الى حال در حبيب و بغلها مخفى شده و كسى نديده .
فراشباشى : رئيس پس گردنزدنها و زورگويان را گويند .
رسومات : مايهء عيش جمعيت كثيرى را گويند .
حكم : آنكه براى دولتمندان هيچوقت اثرى نداشته باشد .
قدغن : آنكه فقرا را بكشد و اغنياء را به حال بياورد .
همج رعايا « 1 » : آنهائى كه مثل گوسفندهاى بىزبان به رياست بز راضى باشند .
روزنامه : اوراقى است كه اجزاء ادارات او را بدتر از زهرمار بدانند « 2 » .
مدير رعد قزوين
اين سيد على مدير « رعد قزوين » يك آدم لغو دوروى ده زبانى است كه نظير آن كمتر ديده شده يا ديده خواهد شد . تمام جريدهء او مدح و ثناى آلمانها بود و چقدر همراهى با عثمانيها داشت . پس از آنكه انگليسها به قزوين آمدند فرار كرد به جنگل رفت . سپس مطمئن كه شد مراجعت كرد و اجازهء نشر جريده را حاصل كرد . من در زمانى كه ديدن سپهسالار رودبار رفتم يك شمارهء آن را ديدم كه به كلى ورق را برگردانده پس از ستايش
هامش
( 1 ) - عينا چنين نقل شده است . آنچه مصطلح است « همج الرعاع » مجازا به معنى بىسر و پاها است . ( ا . ا . )
( 2 ) - بنا به نوشتهء مرحوم صدر هاشمى در كتاب تاريخ جرايد و مجلات ايران ( 3 : 322 - 323 ) رعد در چند دوره نشر شد . آغاز آن سال 1329 بود و بعد در دورهء اشغال روس تزارى و سپس در دورهء جنگ بين المللى اول و تا سال 1308 گاهبهگاه نشر شده . سيد على مذكور در اسفند 1311 فوت كرده . مدتى هم شيخ عبد العلى موبد طهرانى با او همكارى داشت . ( ا . افشار )