بياننامهء پادشاه انگليس
بياننامهاى پادشاه انگليس به عموم اهالى روسيه مىدهد كه ما به خاك شما دوستانه وارد مىشويم و ميل داريم عظمت روسيه را كه آلمانها به توسط بالشويكها منهدم و نابود نمودند اعاده بدهيم . ما با ملت روسيه دوست بوديم و دوست هم هستيم . اقدامات ما به صلاح و صرفهء آن ملت است . براى شما بعضى ما يحتاج روانه كرديم ، باز هم روانه مىداريم . به خواست خدا دشمن مقهور [ مىشود ] و عظمت روسيه به ميل آن ملت عودت خواهد كرد . ما قصد و نيتى جز آسايش ملت روس نداريم كه آلمانها و ياران آنها بالشويكها اساس آن را برچيدهاند .
حكومت آخال
حكومت آخال تلگرافى به اتر سفير روس مقيم طهران مىكند كه امورات سياسى آخال و ايران را به دست بگيرد . سفارت جوابى مخابره مىكند كه هر دسته و هر مملكتى كه برضد بالشويكها قيام و اقدام نمايد تا روزى كه مقدرات روسيه به توسط مجلس مؤسسان معين نشده است ما آن دسته و آن مملكت را قانونى مىدانيم و وظيفهء ما همراهى با آن دولت است . لهذا سفارت طهران و عموم قونسلهاى او در ولايات ايران براى انجام مهمات دولت آخال حاضر است ( براوين هنوز طهران است اما جديدا نديدم رقعهاى به روزنامه نوشته باشد . )
كشتار در روسيه
در يك تلگراف رويتر ديدم كه نوشته بود حكومت بالشويكى در روسيه خاتمه پيدا كرد . بههرحال روسيه را سخت را از شش طرف محاصره كردهاند . شهر پطروگراد از دوازده سمت دچار حريق شده و در خيابانها و كوچهها كشتار شروع شده . مثل گوسفند آدم كشته مىشود . در شهر مسكو در هر كوچه و هر خيابان جنگ داخلى شروع [ شده ] و از همديگر به قتل مىرسانند .
نظير اين انقلاب بىسر و ته كه مقصود و مرام هيچيك و طرز حكومت هيچكدام معلوم نيست در دنيا واقع نشده است . مثلا بالاتر از حكومت جمهورى متحده ما طرز حكومتى نداريم ، در روسيه عنوان اين هم نيست . فقط غارت است و آدمكشى و خرابى شهر و قصبات و دهات و كارخانجات . در حقيقت روسيه يك تودهء خاك و يك سلاخخانه شده . آنچه هم از اين سلاخى باقى بمانند از گرسنگى و سرماى زمستان تلف