ببرند . بدبختى چيز غريبى است و باز شكر خداى را بهجاى آوردم كه قوه دارم .
عين الملوك را روز 22 عقد كردند اما خيلى مختصر . شرح عقدكنان را بايد قمر الدوله بنويسد . ( پاياننامهء عماد السلطنه )
آنفلوآنزا - مشمشه
از قزوين هم به من نوشته بودند كه شب همه مردم سلامت بودند صبح دو ثلث مردم ناخوش شدند كه دكاكين و ادارات بسته شد . ليكن من به اينترتيب باور نكردم . اينك معلوم مىشود حقيقت داشته . مال اينجا هم همان قسم است ، منتهى چون اينجا دهات است و اجتماع نيست به نظر نيامده است . از قرار نوشتهء مير محمّد حسين خان كه خودش هم مبتلا شده بود مرض مشهور آنفلوآنزا است كه چندين سال قبل در اروپا و ايران طلوع كرد . بهقدرى آدم كشت و بهقدرى مردم را متعجب ساخت كه به وصف نمىآيد . در ايران ما « مشمشه » اسم گذاشتند . بعد از آن دفعه گاهگاهى طلوع مىكرد آن هم تكتك ، امسال بهطور عمومى باز تشريف آورد . تا آن سال هم كسى شبيه اين مرض را نديده و اسمى هم نداشت .
اما مطلب مهم ديگر رقعهء مير محمّد حسين خان كه بهطور اختصار نوشته بود اين بود :
فقط خبر يا خبرى كه از منابع انگليسها تحصيل شده پس از صلح با بلغارستان دو روز قبل سلطان عثمانى نطق رسمى مفصلى در اسلامبول كرده است كه تا درجهاى انصراف از آلمان و اطريش و تمايل خود را به انگليسها و فرانسهها مىرساند و همين مسئله را دليل قرار مىدهند كه عنقريب با عثمانى صلح خواهد شد .
صلح بلغار
من هيچ از صلح بلغار هم خبر ندارم ، جز آنكه در روزنامه ديدم قشون متفقين پيشرفتهاى كلى در فرونت موسوم به سالونيك نموده ، عساكر صرب ارتفاعات مهم را از دست بلغارها گرفتهاند . در جريدهء ديگر بود كه شكاف بزرگى در فرونت بلغار حاصل شده . گويا همين مقدمات باعث صلح او شده است . عثمانى هم كه ابدا صرفه از اين جنگ نبرده و پس از صلح بلغار هم ارتباط با وين و برلن قهرا سد مىشود لاعلاج از در صلح درآمده است . اينطور باشد اميدواريم عمر نحس بل منحوس جنگ به آخر رسيده باشد و رب النوع جنگ لگدكوب رب النوع صلح شود .
على آقا برادر جوان رشيد كدخدا صفر على از دنبال حسن رفت . مريض روى مريض افتاده است . در بالاروچ چند نفرى تلف شد ، منجمله استاد على جان حداد . در ورك در