اين شخص منفعتپرست هر روز به شكلى منقار آز و چنگال حرص خود را به جان اين ملت بدبخت و مملكت ويران فروبرده از انواع شنايع و نيرنگ فروگذار نكرده ، گاهى به لباس استبداد و شاهپرستى جلوهگر شده آن فجايع تاريخى به دو مشروطيت و حملهء ظالمانه مسجد جمعه كه ملت را فراموش نمىشود مصدر شده و تخم نفاق را بين دولت و ملت پاشيده دولت و دولتيان را مورد نفرت و بغض ملت قرار داد و مرثيهء معروف « كرد ابن ساعد آنچه كه سر زد ز ابن سعد » از نو جديد كرد بناى قديم را ، از خود به يادگار گذاشت . گاه به شكل مشروطيت و حريتطلبى عرضاندام [ كرد ] و باعث تجديد خصومت و كدورت دولت و ملت گرديد . يك مملكتى را دچار آن همه ضايعات مادى و معنوى نمود .
خوشبختانه اعمال و نيات او خيلى زود ثابت [ شد ] و بر عموم مبرهن داشت كه اين اشكال دروغى و لباس تعزيهگردانى او بىاساس بوده و غير از نفع و خودپرستى منظورى نداشته پرستندهء شاه و طالب آزادى كه نبوده سهل است بلكه دشمن و مخرب اساس سلطنت و ملت بوده است . هرگاه فراموشكار و سهلانگار نباشيم و تاريخ رياست وزرائى او را به خاطر بياوريم كه در عين رياست و بين حكمرانى خود دقيقهاى از دسايس و اغتشاشكارانه از تحريك رشيد السلطان و امير مكرم لاريجانى و تشجيع ئيل خواجهوند برضد دولت و كاغذپرانيهاى محرمانه به سالار الدوله و شاه سابق و تشكيل انجمن اسلامى و اجتماع مسجد جمعه به عنوان حقوق و آنتريگ صفحهء آذربايجان و غيره و غيره فروگذار نكرده پردهء اغفال و شبههكارى را به خوبى از پيش نظر ملت بالا [ برد ] و بر تأييد عرايض ما بيچارگان بر عموم ثابت خواهد نمود جز غرض شخصى و منفعتپرستى منظورى نداشته « و اندرين صندوق جز لعنت نبود » .
حاليه كه از همهء اين طرق نظرفريب و احساسات خوشباور ملت مأيوس شده خود را به لباس اجانبپرستى درآورده گاهى طرفدار پلتيك روس و زمانى به عنوان عالم اسلاميت غاشيه بر دوش عثمانى و هنگامى مفتون عثمانى و ساعتى سرشار بادهء فتوحات آلمان مىشود . « هر لحظه به شكلى بط عيار درآيد » .
ولى غافل از اينكه ديپلماسى دول متمدنه با نظريات عميقه و تجربيات دقيقه كه در عالم عمل دارند ملتفت هستند « كسى كه با ملت خود جفا كند ، با ديگران چها كند » . البته ساحت پلتيك خود را در مقابل حرص و آز اين قبيل اشخاص متلون المزاج كه با دولت متبوع و وطن عزيز خود از در خدعه و خيانت رفتار كرده در انظار كدر و لكهدار نخواهند كرد .
اعليحضرتا هرگاه اين نمونهء مختصر غايت درجهء ظلم ، بىانصافى ، بىحقيقتى ،
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5337
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٥٣٣٧