محافظهكارى و ملاحظات و مناسبات خصوصى كه ملت و مملكت ايران را دچار اين همه ذلت و انحطاط نموده باز در اين دوره حكمفرما و سرلوحهء نظريات مصادر امور است .
اعليحضرتا « 1 » ، شهريارا ، جوانبختا ، آيا موقع آن نرسيده كه به روزگار تيره و دورهء بدبختى فرزندان اعليحضرت خاتمه دهند و اين گوسفندان ستمكشيده را از چنگال گرگان بىانصاف رهائى بخشند .
آيا هنوز مقتضى نيست كه دست خيانت و چنگال ظلم اين رجال خائن وطنفروش را از ملت مطيع كه ودايع الهى و سپرده به ذات اعليحضرت اقدست هستند كوتاه فرمايند .
اگر بخواهيم مظالم و تعديات سپهدار و سپهداريان را نسبت به يك مشت اهالى فلكزدهء محال ثلاثه شرح دهيم به هزار دفتر نمىگنجد .
سپهدارى كه تمام اعتبارات و شئونات خود را در سايهء رأفت و توجهات اجداد تاجدار اعليحضرت تحصيل نموده به دولت متبوع و پادشاه محبوب خود اين ظلم و خيانت را روا دارد كه چندين پارچه املاك خالصهء استرآباد را با كمال بىباكى به غيرمشروع و بدون بيم و هراس به اجانب بفروشد و نفوذ غيرمستقيم همسايه را در وطن خود مستقيم [ سازد ] و يك مملكت وسيع زرخيز و ملت مطيع نجيب استرآباد را كه از دورهء شاهنشاهى و يادگار نياكان اعليحضرتت هستند به رايگان در تحت اسارت و رقيت غير قرار بدهد ، معلوم است به يك مشت اهالى فلكزدهء محال ثلاثه در اين مدت متمادى چه فجايع جابره و تعديات ظالمانه غيرقابل تحمل روا داشته .
سپهدارى كه در اين مضيقه و تنگدستى دولت و ملت موافق قلمداد خزانهدارى قريب يكصد و پنجاه هزار تومان نقد و هفت هزار خروار غله و چندين هزار خروار كاه و غيره از بابت بقاياى مالياتى به دولت بدهكار است ، دينارى نپردازد و ضجهء ارباب حقوق را به عيوق برساند و با كمال بىاعتنائى شب و روز ملك ، مستغل ، خريدارى و قبالجات آنها را به بانك وثيقه كند . مىشود پى برد كه خون ما يك مشت بيچارگان را با نهايت بىرحمى مكيده است .
چنانچه به دورهء حكومت و مأموريتهاى سالفهء او و پدرش از حكومت عراق و استرآباد و گيلان و اردبيل و آذربايجان و وزارت خزانه و گمركات تا تلگرافخانه مراجعه و به بقاياى آنها به دقت رسيدگى شود معلوم خواهد شد كه اقلا دو يا سه برابر همين بقاياى مالياتى در آنجا باقى دار و ذمهدار خواهد شد .
هامش
( 1 ) - مواردى كه سياه چاپ شده در اصل نسخهء چاپى است .