تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5309

مساهمون:

ص٥٣٠٩
حوض با سليقهء خوبى در اندرون ساخته شود . تعميرات ديگر هم اندرون داشت . هوا هم گرم جا هم كم . قرار شد اندرون را چندى بيرونى ييلاق ببريم . لهذا چادرها را دادم در جلوخان زدند كه خيلى باصفا شده . نوكرها آنجا رفتند . ما هم انشاء اللّه فردا به كلى بيرون مىرويم بلكه وسعت مكان و صفا و طراوت حياط بيرون مرضا را هم شفا بدهد . يكشنبه 19 - قاصد شهر آمد . دستخطى از حضرت اقدس و رقعه‌اى از حاج آقا رسيد . دستخط حضرت و الا چون متضمن نصايح نيكوست ملصق به اين كتاب شد تا به يادگار بماند « 1 » . مال حاجى آقا مطلبى نداشت جز شخصى .

سانسور انگليس

سانسور انگليس در حدود متصرفهء آنها به شدت برقرار است . اين پاكتها هم مهر سانسور نظامى را داشت ولى باز نشده بود . چند شماره روزنامهء « ايران » رسيده بود برحسب معمول خلاصه آن نگاشته مىشود .

نقل از جرايد

3 رمضان لغايت 10 شوال - 9 ژون لغايت 19 ژوئيه - صمصام السلطنه باز متقبل رياست وزرا شد . كابينهء جديد از قرار اسامى است كه درج مىشود . صمصام السلطنه وزير داخله و رئيس الوزرا - مستشار الدوله وزير مشاور - ممتاز الدوله عدليه - حكيم الملك ماليه - ممتاز الملك كه برادر سعد الدوله باشد علوم - سردار محتشم بختيارى جنگ - ميرزا حسين خان كه معين الوزاره پسر علاء السلطنه باشد فلاحت ( چون وزير شده است و لقب معين الوزاره كه سابق داشت مناسبت ندارد به همان اسم خوانده مىشود ، شايد حاليه لقب پدرش را گرفته باشد چون اولاد ارشد است . ) « 2 » - نصر الملك پست و تلگراف - مشار السلطنه خارجه .

بلاهاى ايران از سفارت انگليس

عنوان تحصن مسجد شاه حكايت نان بود . بعد چنانچه مرسوم همه‌جاى عالم است نان به چيزهاى ديگر تغيير كرد ( اما اين گرسنه‌ها كه براى نان متحصن شده بودند اين
هامش
( 1 ) - در صفحهء بعد چاپ شده است . ( 2 ) - حسين علاء سومين فرزند علاء السلطنه بود . لقب علاء السلطنه به فرزند ارشد او مهدى خان كه ملقب به مشير الملك بود داده شد . ( مسعود سالور )