ما همانطورى كه در خدمت به بصيرت عامه از هيچگونه فداكارى مضايقت نورزيديم و تمام مفتريات و تهمتهاى شرمآور اوراق سياه و حملات چند تن لاشخورى كه جز مزدورى سفارتخانهها و اجنبىپرستى و ستايش بيگانگان شغل و پيشه ندارند به نظر اعتنا ننگريسته وظائف و پيشهء خود را ادا نموديم ، پس از اين نيز از كشف ساير حقايق خوددارى ننموده به نام مصالح ايران دشمنان سعادت اين ملك و ملت را به عامه معرفى خواهيم كرد ( خبر از توقيف نداشت ) .
اى ورقپارهء سياه در شأن و مقام تو همين بس و كفايت مىكند كه طرفدار آمدن بولشويكها به شهر طهران بودهاى و كسانى كه تو را براى اشاعهء افكار خويش خريدارى نمودهاند با پول اجانب و قشون بيگانگان درصدد انقلابى هستيد كه بلكه آب را بيش از اين گلآلود نموده و از سرگرم شدن انگلستان در ايران دام ماهيگيرى خود را از نو در درياى خون بىگناهان بگسترانيد . ايران را يك مرتبهء ديگر عرصهء تطاول و مهاجمات اردوهاى تازهترى قرار دهيد تا بلكه بدينوسيله خويشتن استفاده نموده و تير آمال را به هدف مقصود برسانند . اى ورقپارهء سياه در معرفى تو و صميميت تو نسبت به اين مملكت همينقدر بس كه باكمال بىحيائى ، وقاحت جنايتكاريهاى ده ماههء كابينهء « اميد » و « نجات » را مداحى نموده و خويشتن را طرفدار نالايقترين رجال اين مملكت قرار دادهاى .
اى ورقپارهء سياه كه جز ارتجاع وسيلهء پيشرفت مقاصد اجانب و بر باد دادن ايران عنوان و شرافت ديگرى ندارى ، آنچه نوشتيم شرذمهاى بود از داستان مصائب ايران و قطرهاى بود از درياى بدبختى اين مملكت كه پيشوايان تو براى ساكنين اين محيط تدارك ديدند . اكنون پيشوايان تو منتظر پاره شدن حجاب ساير حقايق باشند و بدان وقاحت تو ما را مجبور در اين پردهدريها مىنمايد . ( پايان مقالهء رعد )
ابلاغيهء سفارت انگليس
در همين شماره است ابلاغيهء سفارت انگليس مورخهء 28 ج 1 - از جناب مدير « رعد » متمنى است ابلاغيهء ذيل را در اولين نمرهء روزنامهء خود درج فرمايند كه موجب امتنان است .
« ثبوت مسلمه به دست دولت اعليحضرت پادشاه انگلستان افتاد كه تجديد عمليات عمال خصم در حدود غربى ايران به جائى رسيده كه اوضاع اواخر 1915 در اين مملكت تجديد يابد . بنابراين دولت مشار اليها خود را مجبور ديدهاند براى حفظ منافع اهمهء خود بعضى اقدامات نظامى به عمل آورند . اين تصميم را به دولت ايران اطلاع داده و ضمنا