وزير ماليه تعيين كند و براى تمكين و اطاعت از شهوترانى يك بىدانش است كه اوراق سياه و طرفدار مقام وى واقع گرديده . اگر اهالى ماوراى طهران ندانند ولى مطلعين اين شهر به خوبى واقف هستند كه مقالات هيجانآميز بعضى جرايد ، ميتينگ ميدان توپخانه با تحريك كدام مقامات و چه سفارتخانههائى است .
بلى در مقابل اقدامات حقشكنانهء يك دولت قوىپنجه فحاشى و ميتينگ آن هم با دست مستخدمين نامى دولت كه دستور العمل از سفارتخانههاى معين مىگيرند مؤثر نتواند بود ( مقصود سفارت عثمانى و آلمان و اطريش است . چنانچه سابقا من نوشتم مىخواهند يك رقابت جديدى براى انگليس تهيه كنند تا انگليس هم با ايران همراه و صميمى نشود ) . مقاله و ميتينگ بدون سرنيزه چه تأثيرى دارد . بايد كار كرد ، بايد اسباب بهانهء اجانب را مرتفع نمود . نه اينكه آن به آن حق مداخله به اجانب را در امور داخلى ايران ايجاد ساخت و بالاخره به قدرى تند رفت كه دولت انگليس همان دولتى كه در دو ماه قبل با زبان مستر بنرلا ، لردكرزن و مسيو مارلينگ در طهران حضور خود را براى دخول در حل مسائل معوقه و تصفيهء اختلافات و مساعدت اعلام مىنمود ، همين اوراق عوامفريب براى اغفال عامه و خوشآمد سفارتخانههائى كه سرمايه و آتيهء آنها را تأمين نموده بودند محض جلوگيرى از حصول موافقت از هرگونه هتاكى و نسبت دروغگوئى به اظهارات مساعدتكارانه مضايقت نورزيدند . تا اينكه امروزه همان انگلستان اعزام قشون را به ايران تصميم كرده و رسما ابلاغيه به جرايد طهران ارسال مىدارد .
آرى اى مخالفين ، اى مفسدين ، اى كسانى كه مدعى وطنپرستى [ هستيد ] و « رعد » را متهم مىساختيد ، اكنون خطاى شما نتيجهء خود را آشكار ساخت و روزگار تيرهء ايران تاريكتر گشته ديگر وقاحت و بىشرمى و دشمنى با مصالح جمعيت كفايت كرد . به جاى آنكه حملات خود را متوجه « رعد » و پيكر نحيف نويسندهء آن بنمائيد چاره براى روزگار ناسازگار و آيندهء پرملال اعقاب خود نموده بيش از اين لجاج و عناد با منافع مملكت جايز مداريد .
اى ورقپارهء سياه كه جز خلط مبحث و عوامفريبى وسيلهء مدافعه ندارى اين حقايق را چه جواب مىدهى . ديگر دورهء خلط مبحث و فرصت اشتباهكارى و اغفال عامه سپرى شده ( هيچ نشده است ) « 1 » . نتايج مشؤوم اثمار ناميمون و فضايح سياستمدارى مستوفى الممالك و طرفداران ايشان علنى گرديد . عامه حقايق را تميز [ مىدهند ] و علت العلل مصائب و بدبختى خودشان را آگاه گشتهاند .
هامش
( 1 ) - آنچه در داخل پرانتزها نوشته شده از نويسندهء خاطرات است . ( مسعود سالور )