استفاده كرده آنها را به مساعدت خويش طلبيد . اتحاد فرانسه و روس آلمان را مجبور كرد اسلحه دفاعيه تدارك نمايد . براى اثبات اين معنى مراسلهء تامس كارلى را كه در سال 1870 به جريدهء تايمز نوشته بود شاهد آورد . در اين مراسله نويسندهء فوق الذكر مىگويد اگر آلمان ما بين خود و همسايهاش فرانسه يك بارو و حصار سرحدى ايجاد نمىكرد ديوانه بود .
سپس هرتلينگ راجع به چهارده نكتهء ويلسن كه در تاريخ نهم ژانويه مخابره شده سخن راند .
راجع به نكتهء اول اظهار داشت ما حاضر هستيم اين پيشنهاد را بپذيريم .
راجع به نكتهء دوم گفت در اين خصوص هم عقيدهء خود را در فوق گفتيم ( كه تنگهها « 1 » را بايد انگليس تخليه كند . )
راجع به نكتهء سيم موافق هستيم .
راجع به نكتهء چهارم به بياناتى كه در فوق ذكر شد رجوع گردد .
پنجم - اظهارات ويلسن و اجراى عملى آن دچار اشكالات خواهد شد . اين مسئله را به انگلستان واگذار مىنمائيم كه راجع به اين مسئله هر قسم مىخواهند عمل نمايند . در موقع تجديدنظر و تجديد قرارداد مستملكاتى عالم در اين خصوص بايد سخن راند .
ششم - حالا كه متفقين از شركت در مذاكرات صلح امتناع ورزيدند از مداخلهء آنها در اين قضيه امتناع داريم . ما مسائل را مورد بحث و معامله قرار دادهايم كه به هيچكس جز دول اروپاى مركزى و روسيه مربوط نيست .
هفتم - قضيهء بلژيك در رديف مسائلى است كه جزئيات وى در طى مذاكرات صلح تصفيه خواهد شد .
هشتم - قطعات فرانسه گرو پرقيمتى است در دست ما . در اين مورد نيز مثل قضيهء بلژيك الحاق اجبارى جزو سياسات آلمان نيست . در شرايط تخليه كه منافع حياتى آلمان بايد در اين منظور شود ما بين فرانسه و آلمان بايد موافقت حاصل شود ، هيچوقت نبايد تجزيه اراضى امپراطورى را مورد بحث قرار داد . در تحت هيچگونه عبارات درخشان قشنگى ما دشمن را اجازه نخواهيم داد كه اراضى امپراطورى را از ما منتزع سازد . خاصه اراضيى را كه حلقهء آلمانيت آنها را به يكديگر وصل مىنمايد و به طرز رضايتبخشى منابع اقتصادى آنها ترقى كرده و بيش از صدى هشتاد و هفت آنها زبان آلمانى را زبان مادرى خود مىدانند ( هلهله و تحسين بلند شد . )
هامش
( 1 ) - در اصل نكته ظاهرا سهو القلم است . ( مسعود سالور )