تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4901

مساهمون:

ص٤٩٠١
بودند حضرت اقدس و الا به توسط شيخ و عقيل روانه فرموده بودند . يكى از آنها به واسطهء عجلهء آقايان در طالقان تلف شده دو تاى ديگر به سلامت اينجا رسيده است و حقيقتا بسيار خوب هستند . اتفاقا امروز برادر كربلائى غلامعلى وارد شد با سه رأس كره اسب روسى كه دو رأس آن نر و يكى ماديان است به قيمت شصت و شش تومان كه خيلى به نظر ارزان مىآيد . ده كره اسب پنج كره ماديان و دو كره قاطر دارم . با اين علوفهء كم و گرانى جو سواى اسب و قاطرها به كربلائى نوشتم ديگر خريدارى نكند .

عاقبت عروسى

پنجشنبه 23 ذيحجه - از آقايان خبرى نرسيد . تهيهء پول براى امير اسعد چيزى نيست كه اشكال داشته باشد . انگشتر و طاقه شال هم در شهرها چيز نادر كميابى نيست ساخته و پرداخته حاضر است . پنج روز هم از عيد مىگذرد . پس علت تأخير چيست نمىدانم . لهذا من امروز شيخ را به عنوان ديدن آنجا فرستادم . ضمنا گفتم معلوم كن كه اين گفتگوها ، آمد و رفتها ، مكتوبها حقيقت داشت يا خوابى و خيالى بود كه امير اسعد براى فريب من ، براى ضرر من ، براى توى دهنها افتادن من ديده بود . باز تكرار مىكنم من اين آدم را شخص باشرف لايق درست قولى نمىدانم . ممكن است براى ضايع كردن من و منتظم الملك اين حقه را روى كار آورده باشد . زيرا با منتظم الملك هم باطنا خيلى بد و دشمن است . سفير يا جاسوس ما رفت تا چه قسم سفارت كند . ماه محرم نزديك است بنابر رسوم مذهبى ما در آن‌دو ماه عقد و نكاح ، عيش‌ونوش ممنوع است يك عجلهء ما هم براى همان مطلب است . نزهت باطنا خيلى خلقش تنگ است حق هم دارد .

كوتاهى قد

مكتوبات كه از طهران براى من و براى نزهت رسيده بود تمام مبارك باد بود ، تبريك بود ، تهنيت بود ، خوشحالى بود كه به وصف نمىآيد . زيرا نزهت دختر بزرگ من بود و دو خواهر كوچك‌تر او شوهر رفته و مىرفتند ، فقط به جرم و تقصير آن‌كه آنها قدشان بلندتر بود و اين كوتاه . اين هم تقصير با من است كه قدم كوتاه است ، درست ملاحظه كنى با حضرت اقدس و الا است كه كوتاه و قصير القامه است .