قواى دشمن ظاهرا رو به انحطاط گذاشته برعكس قدرت متفقين دائما تزايد مىكند .
آلمان احساس مىكند كه دورهء مظلوميت و تقاص رسيده . زمانى كه در قواى جنگى خود برترى و تفوق مىديد ناگهان جنگ را اعلام نمود ، همينطور حالا كه ضعف خود را احساس كرده ناگهان پيشنهاد صلح مىكند . مخصوصا مايل است قبل از آنكه استعداد آن مستهلك شود مذاكرات را شروع نمايد . بدين واسطه پيشرفتهاى موقتى رومانى را كه از روى عدم تجربه حاصل گرديده در انظار مىخواهد به قدرت حمل نموده ، توليد تأثيرات ساختگى بكند . بعد مىنويسد تكاليف جنگى ما به عمل نيامده ممالك اشغال شده مسترد نشده است ما قادر هستيم به نوبهء خود صلح كنيم ليكن هنوز موقع آن نرسيده . ( كى مىتواند خيال كند كه كسى كه جنگ را شروع كرده همينطور قدرت خواهد داشت كه هر وقتى را كه انتخاب نمايد جنگ را خاتمه دهد . ) صلح وقتى ممكن است كه دشمن از حدود ممالك اشغال شده خارج گرديده و تضمينات حقيقى دربارهء صلح دائمى داده شود .
نطق وزير انگليسى
لويد جرج در پارلمان انگليس همين قسمها نطق مىكند . رئيس الوزراى فرانسه حملات سخت فرانسه را در وردن بهترين جواب به پيشنهاد صلح آلمان مىداند . ديگرى از وزراى انگليس مىگويد مقدم صلح را تبريك مىگويم ليكن پيشنهاد صلح از دولتى شده كه در 1914 بهطور فضيحتآميزى پيشنهاد نمود كه ما به فرانسه خيانت كنيم ، نقض بىطرفى بلژيك كنيم . غرامت حوادث گذشته بدون تضمينات آتيه كافى نيست .
وثايق بدون نجات بلژيك ، صرب ، لهستان نخواهد بود . اگر اين پيشنهاد بهانه براى متاركه است ما مانند فولاد جميع مصائب و خطرات را تحمل خواهيم كرد تا بدين وسيله به يك صلح عادلانه نايل شويم .
در مجلس سناى فرانسه مىگويند با دشمنى كه خاك وطن را اشغال كرده محال است صلح كنيم .
يادداشت امريكا
اما يادداشت امريكا كه باعث يك هيجان و اضطراب عمومى شده از اين قرار است ( كه مختصر آن از روى تلگراف رويتر نوشته مىشود . مفصل آن به دولت ايران داده شده كثير اللفظ و قليل المعنى است . ) واشنگتن 21 دسامبر . پرزيدنت ويلسن به جميع ملل متخاصمه و بىطرف تلگرافا اظهار كرده است كه موقع براى مقايسه و تطبيق نظريات