توقيف سردار معتضد
در شيراز قوام الملك جوان با صولت الدوله سردار عشاير ( اين لقبهاى امير افشار يا سردار عشاير يا سردار صولت و غيره را خودشان به خودشان دادهاند . ) و ياور فتح الملك متفق شده سردار معتضد نايب الاياله را توقيف نمودهاند و مشغول رتق و فتق امورات شيرازند . شاهزاده فرمانفرما از قريهء ده بيد چند منزلى شيراز آنچه تلگرافات به آنها مىكند .
نتيجه حاصل نمىشود . لهذا بهسمت آباده مراجعت نموده از طهران تكليف مىخواهد .
سايكس
جنرال سايكس « 1 » 19 سنبله از يزد وارد اصفهان مىشود . مشار اليه را با جلال و جبروت تمام وارد شهر مىكنند و شاهزاده يمين السلطنه حاكم مهمانى مفصلى مىكند ( چون جنرال سايكس « 2 » از آنجا عازم شيراز است يحتمل دولت به فرمانفرما حكم كند با او برود . آيا عده آنها كافى باشد بروند يا نه . )
اخبار اروپا و ايران
چنانچه در قسمت اخبارات اروپاى روزنامه مىخوانيم همچو حمله آورده شده .
اينطور گلوله توپ انداخته شد . فلان قدر مقتول شد ، فلان عده مجروح و اسير . آيروپلن چه بمبها انداخت . كجا محترق شد . كجا ويرانه گرديد . در قسمت واقعات ايران هم قرائت مىشود پست كجا را زدند . محمولات پستى كجا را دزد برد . در فلان گردنه مال التجارهء تجار رفت . حكومت از هجوم سارقين به عجز آمده ، راه آمدوشد پست و كاروان بسته است !
رقعهء حاج افخم الدوله - جنگ در همدان
19 ذيقعدة الحرام - پس از حال و احوالپرسى عوض عزت و حمزه على دو نفر از كشمرز روانه ( چند روز است آمدهاند : يكى محمّد رضاى ژاندارم است كه تا كرمانشاه رفته و با حاجى خان ماژر مراجعت كرده تفصيل رفتن و آمدن او را خواهم نوشت ) . حاليه حمزه على همدان به كوريجان خراب رفته . دهات همدان به كلى پامال شده مزرعهء عينآباد كلية غارت شده ، كوريجان رعيت غارت نشده ولى گاو و گوسفند ، محصول ديگر باقى نمانده است . بعد از حكايت بيگلراف و اطمينان به من و قضيهء افتادن بتول
هامش
( 1 ) و ( 2 ) - در اصل ساكس .