تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4468

مساهمون:

ص٤٤٦٨
در جواب رئيس الوزراء سفير روس اظهار داشته كه قشون ما ملتفت نشده‌اند كه سفير عثمانى بوده . ولى استخلاص منوط است كه از مراكز رسمى دستور برسد . هزار و پانصد [ نفر ] رفتند به ورامين پست گذاشتند . ژاندارمهاى متخصص محبوب شاه مبدل به قزاق شد . شاه به اندازه‌اى تحت الحفظ تشريف دارند . قزوين خبرى نيست قشون زيادى وارد نشده . با اتومبيل امروز عده‌اى به‌طرف همدان رفتند و خيلى امروز در تلاش و حركت هستند . از خاك كرمانشاه خبرى نداريم . مىگويند مستوفى الممالك وارد كرمانشاه شده در آنجا كابينه تشكيل داده . مستوفى رئيس الوزراء شده . زياده خبرى ندارم . باقى مطالب راجع به امورات شخصى بود . 14 شهر ربيع الثانى . ( پايان نامهء شيخ ) مستوفى الممالك جاجرود به عنوان شكار و استراحت رفته بود يحتمل از آنجا رفته باشد . نيامدن شاه به شهر هم گويا به همان علت باشد كه شيخ نوشته مجبور به اقامت آنجا باشد .

دربارهء ميرزا كوچك خان

ميرزا كوچك يك نفر طالشى كه در كلهء پوچ خودش تصور كرده بود كه اگر اسم . . . او در روزنامه‌ها نوشته شود اهميتى پيدا خواهد كرد به درجهء سردار ملى و سالار ملى خواهد رسيد ، يا اقلا وزير خواهد شد چهار تا رشتى را هم دور خودش جمع كرده باعث آن همه خرابى و خسارت مردم شد . ماژر چلسترم رئيس ژاندارم قزوين را مجاهدين در كرمانشاهان تيرباران كردند ، گويا خيانتى كرده بود . يكشنبه سلخ ربيع الثانى ، 15 درجهء حوت - از ديشب باران آمد . هرچه در آفتاب رو به اصطلاح اينجا « خوربين » برف بود آب شد . اما سمت نسار برفها باقى است . چرچيهاى گرمارود و بالاروچ فردا مىگويند به شهر مىرويم . لهذا جواب كاغذجات كه غنى آورده بود نوشتم با بيست دانه « كرت پستال » تبريك عيد به دوستان طهران و غيره كه صبح انشاء اللّه ببرند . همه‌چيز گران شده خيلى زود در اين سالها آدم متمول قلم مىرود . مثلا هركس چهار شيشه نمك ميوه داشته باشد مبلغى تمول را صاحب است . هركس ده مثقال فناستين داشته باشد پنج تومان پول دارد ، و قس عليهذا .

قيمت اجناس

قند يك من شاه بيست و چهار هزار ، قهوه چاركى دوازده قران ، چاى گروانكه يك تومان الى پانزده قران ، چيت كه سابقا ذرعى ده شاهى سه عباسى بود دو قران و دو قران و پانصد دينار ، كرباس ولايتى در الموت ذرعى دو ريال ، بدتر از همه نيل يك من صد
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4468 | قهرمان ميرزا عين السلطنه