تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4397

مساهمون:

ص٤٣٩٧

شرايط رفتن مسكو

دستخطهاى حضرت اقدس و الا پس از حال و احوال پرس و تغيرات در باب ارسال تنخواه يكى راجع به فرستادن سبزيجات كوهستانى از قبيل « زرپچ » « 1 » و « بزك » « 2 » و « سورك » « 3 » و « جاشير » و غيره و غيره كه ما شاء اللّه هنوز در حفظ دارند . ديگرى راجع به جواب درخواست من كه اگر امسال انوشيروان ميرزا بيايد مرا روانه فرمائيد او را بياورم . چند شرط قرار داده بودند : اولا مخارج اياب و ذهاب با خودم باشد . ديگرى مسكرات استعمال نشود . ثالثا خريد نكنم . هر وقت اينها را به قيد قسم نوشتم و روانه داشتم حضرت و الا دستور العمل لازمه داده اول تابستان پطروگراد بروم و او را بياورم .

اما دستخط آقاى عماد السلطنه

پاكت مورخه دهم صفر را عقيل رسانيد . اشياء مرسوله هم رسيد . همان قسم كه مرقوم شده بود رساندم . پانصد تومان كه براى اينجانب التفات كرده بوديد برداشتم . تشكرات خودم را تقديم مىدارم . يك بسته امانت به عقيل دادم كه مطابق « مد » حالا يك پيراهن خوب براى سركار ملكه خانم و دو دست لباس هم مال بهمن ميرزا و عباس خان ، رسيد آنها را مرقوم داريد . بيست تومان خانمها را بردم . عين الملوك گفت كم است و من گفتم چون آقا نوشته است بيست تومان براى بچه‌ها البته روشنك هم حق دارد . ديگر بدتر شد و تا اين ساعت كه سه روز مىگذرد نگرفته‌اند . ولى بالاخره خواهند گرفت . حالا هيچ كس از هرچه بدهند اظهار رضايت نمىكند و قانون اين‌طور شده . من هفده ساله بودم حضرت و الا ماهانه به من نمىداد !

فرمانفرما رئيس الوزراء

بارى شب 21 آقا شيخ ابراهيم سيصد و ده تومان برات پانزده روز فرستاده بود . يك بسته روزنامه با پست ارسال شد . مستوفى الممالك استعفا داد . فرمانفرما همان كسى كه وكلاى مجلس راضى به وزارت داخلهء او نمىشدند رئيس الوزراء شد ، يعنى برحسب پيشنهاد روس و انگليس و در كابينه هم اختلافات وزرا خيلى شد . مشاور الممالك وزير خارجه ، علاء السلطنه وزير عدليه ، سردار منصور پست و تلگراف ، صارم الدوله پسر
هامش
( 1 ) - زرپچ - ريواس شيرين . ( 2 ) - بزك - نوعى شويد صحرائى . ( 3 ) - سورك يا سورج - والك .