نصرت السلطنه و فارس
شاهزاده نصرت السلطنه بهسمت فارس حركت كرد . وارد قم شده ( خوب است او را در اصفهان توقيف كنند تا با كميته همراه باشد ) . از جلفاى اصفهان وجه اعانه مىخواهند ، نصف را مىدهند نصف ديگر را مهلت مىخواهند . بر طمع مجاهدين گران مىآيد مىخواهند جلفا را غارت كنند . به هزار ماجرا فعلا منصرف نموده بودند . ديگر اخبار مهمى نداشت .
اروپا
در فرونتها كليتا خاموشى برقرار است و حدس مىزنند اين خاموشى مشابه آرامى درياست قبل از طوفان شديد . احتمال مىدهند يك جنگ بسيار مهيب بسيار مدهشى پس از اين سكوت سر بگيرد كه اقل تلفاتش يك كرور باشد . با وجود باز شدن راه اسلامبول قشون آلمان به آنجا و براى حمله به مصر وارد نشده است . متفقين در سالونيك هستند و پىدرپى قشون وارد مىكنند . از قرارى كه در « رعد » نوشته بود پنجاه كرور طرفين قشون دارند در همهء اين فرونتها . قشون بلغار و اطريش تا وسط آلبانى آن مملكت بىصاحب ( مثل ايران ) رسيده . ايطاليا بواسطهء منافع خود ناگزير از فرستادن كمك به متفقين در سالونيك و قشون به آلبانى شده است . دور نيست يكى از ميدانهاى سهمگين جنگ آلبانى بشود . دولت صرب با قشون در اسكوتارى هستند ، صد هزار پيرمرد و پيرزن و اطفال در قفاى آنها . در حقيقت قشونى عقب ننشسته بلكه يك ملتى عقب نشستهاند .
بعضى از بىخانمانها را ترحما دولت امريكا به ايطاليا حمل نموده دور نيست اگر اسكوتارى و آلبانى هم به تصرف متحدين درآيد دولت صرب به ايطاليا برود . قراطاق محاصره است . پادشاه صرب و رجال آن و تمام قشون قسم ياد كردهاند كه در آن كوهستان آنقدر جنگ بكنند تا همگى مقتول شوند .
آسيا
در چين آلمانها مثل ايران بناى آشوب و فساد را گذاشتهاند بواسطه تنفر از ژاپن . ملت با خيالات آلمانها همراه است . متفقين جدا مشغول هستند كه دولت را با خود همراه كنند . آلمانها از چين اسلحه به هندوستان و ايران مىخواستند روانه كنند .