تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4386

مساهمون:

ص٤٣٨٦
مىبينم انصاف مىكنند كه به اين جزئيات قانع مىشوند . با اين حال مملكت همه را اگر ببرد كيست احقاق حق كند و مانع شود !

سليمان ميرزا و پول بانك شاهى

چه چيز آقاى امير اسعد در اين كوهستان سخت كمتر از شاهزاده سليمان ميرزاست كه شصت هزار تومان و صد هزار تومان پول نقد بانك شاهنشاهى را ضبط و مصرف مىكند ؟

اوضاع مملكت

بارى اين مجلد روزنامه دارد به اتمام مىرسد در صورتىكه حال مملكت ما از روزى كه شروع به نگارش اين جلد كردم و اميدوار بوديم روز به روز بهتر شود روز به روز بدتر و وخيم‌تر شده است و اگر آن حكايت صلح هم درست باشد و به زودى دول متخاصم اصلاح كنند روسها و انگليسها پدرى از ايران و ايرانى بيرون بياورند كه هيچ كس به خواب نديده باشد . دولتى مثل انگليس و روس عاجز از دست ده نفر يا پنجاه نفر از قبيل ميرزا سليمان خان [ ميكده ] يا سيد محمد رضاى مساوات و زائر خضر و جمعى كه براى چاپيدن مال مردم اطراف آنها جمع شده حسن حسين مىگويند نمىماند . دولت ما هم كه آنها را به اسم ديگر مىخواند و معرفى مىكند ، داخل جنگ هم نشده ، ممالك شمالى و شرقى و مركزى ايران هم كه آغاز مخاصمه نكرده‌اند ( اگرچه مركزى داخل است ) اما گرفتند و گويا امن كردند . پس روسها از يك سمت و انگليسها از سمت ديگر هجوم مىآورند . ماحصل تمامى ايران است و فاتحهء استقلال جزئى كه داشت ( من تصور مىكنم جنگ سخت اينها در اصفهان و كرمانشاهان بشود . ) اين هم نتيجهء مجلس ثالث ايران كه آنقدر باهم مخالفت كردند و مانع اقدامات هيئت دولت شدند تا كار به اينجا كشيد كه تمامشان عاجز و متحيرند .
چو تيره شود مرد را روزگار * همه آن كند كش نيايد به كار

تقصير دموكراتها و روزنامه‌نويسها

وقتى كه دول متخاصم مىخواهند صلح كنند و هنگام آن رسيد كه از بيطرفى خودش نتيجهء مطلوب ببرد اول جنگ و انقلاب و شدايد و دردهاى بىدرمان آن شده است . تمام مسئوليت اين دفعه هم مثل هردفعه به گردن آقايان دمكراتها است و روزنامه‌نويسها كه به عقيدهء خودشان خواستند ايران را از قيد اسارت خارج كنند بدتر اسير كردند . جمعه غرهء شهر ربيع المولود ، 16 جدى ، هفتم ژانويه - از صبح شروع به آمدن برف كرده .