تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4309

مساهمون:

ص٤٣٠٩

1334 ميزان دزدى

سه شنبه غرّهء شهر محرم الحرام سنهء 1334 هجرى ، اول سال عرب - 16 عقرب ، نهم نوامبر سنهء 1915 ميلادى - از غصهء اموال سرقت شده چهار شب شورستان رفتم . اولا در « حسن بگ لات » سيد تقى كه با تقى خان شهر رفته بود ملاقات شد . كاغذى از تقى داد كه نوشته بود پس از دوندگى زياد با چهار ژاندارم و چهار سوار حكومتى در تفحص سارقين هستم . آنچه خواسته بوديد خريده شده بود ، مال شما صد و چهل تومان ، مال خودم هفتاد تومان ، مبلغى هم مال ساير نوكرها به سرقت رفته . آنچه از چاله‌اى و ديگران برده‌اند دويست تومان مىگويند . در شورستان يك مطبخ و يك آبدارخانه هم جديدا ساخته شده . باقىمانده مرتبهء فوقانى عمارت كه ديگر نه وقت داريم نه پول .

معاوضهء ملك و خريداريهاى امير اسعد

امير اسعد نيم دانگ باغ كلايه را كه به قيمت گزاف از ميرزا مسيح خريده بود با دويست و بيست تومان پول نقد به عباس باغ كلايه‌اى داد نيم دانگ شهرك را گرفت . عباس يك دفعه گفته بود معاوضه مىكنم . فورا ملا عبد العلى هدايت بيك و خير اللّه را فرستاد . پول و قباله نويس و مأمور . هرچه گفت حرفى بود حالا نمىشود گفتند نه ، حرف يعنى چه ، بايد بدهى و قباله گرفته پول را دادند . به محض گرفتن قباله مشهدى محمد و مشهدى مهدى را برد سه ربع مال آنها را هم گرفت . متعاقب آن مقدارى هم محرم كلايه‌اى رعيت خودش داشت قباله شد . مىگويند سه دانگ و نيم قباله شده . شهرك بهترين دهات الموت است . گفتند سالى شصت خروار برنج سواى گردو و گندم و جو شش دانگ مىدهد . اين دهات را حضرت و الا مىبايست در سى سال و سى و پنج سال قبل خريدارى كرده باشند نكردند . حالا يكى يكى امير اسعد خريدارى مىكند . خوب كه مالك شد و مسلط گرديد يك بهانه هم از من يا آن‌كه به‌جاى من بيايد خواهد گرفت و مشغول