باسليقه غرس شده . تمام باغات چپر دارد و محفوظ است . كوچهباغهاى قشنگ دارد .
خصائص الموتى
اين بود تفصيل دهات الموت و صرفنظر شد از ذكر بعضى مزارع بلاسكنه از خالصه و اربابى . اين دهات اندج ناحيه به واسطهء سيل خيلى خراب شده و هميشه سيلگير است . كلية الموت بهقدر سكنه و جمعيتش خاك ندارد و معيشت آنها از سه ممر است : زراعت ، حشم و عملگى و مزدورى تنكابون . بعضى از رعايا هرسه را مشغولند ، برخى دوتا را . كمتر كسى است كه فقط از زراعت يا حشم تنها امرش بگذرد .
ليكن خيلى آدم هست كه ممر معاش او منحصر به مزدورى تنكابون است .
اولاد حسن صباح
جنسا مردمان الموت باهوش و باذكاوت هستند . اگر تربيت شوند ديپلوماتهاى خوب به عمل مىآيد ، اما سپاهى نمىشوند . خيلى نطاق و حرّافاند مخصوصا زنهاى آنها . از اولاد حسن مىگويند طايفهء ملا عيسى قاضى يافى است كه حاليه پسرش ميرزا على اكبر و بنى اعمامش هستند . در صاينكلايه و ملاكلايه مسكن دارند . خودشان مىگويند اولاد كيا و هميشه يك نفر كيانام هم در ميان آنها هست . به نظر من از اولاد كيا بزرگ اميد خليفه حسن بايد باشند .
ماليهء الموت با تومانى يك هزار دينار فرع يك هزار و نهصد و كسرى است با دويست و ده خروار و هشتاد من غله . چهل و دو سرباز هم به دولت مىداد كه نفرى يك تومان نقد و يك خروار گندم مستمرى و خانوارى آن بود . روىهمرفته ماليات اينجا گزاف است گرچه بيشترش مال الاجارهء دهات خالصه است . حاليه هم مال الاجارهء ما از هزار تومان نقد و پنجاه خروار غله تجاوز نكرده تا بعدها چه شود .
مخارج الموتى
در حقيقت الموت جاى اقامت و توطن خوبى نيست . خرج آن زياد و معيشت آن سخت است . به فلاكت و زحمت و مشقت زندگانى مىكنند . دوثلث جمعيت و سكنهء اينجا فقط سه ماه تابستان در خانهء خود هستند ، نه ماه ديگر در غربت به زجر و زحمت بايد تحصيل نان كنند . يك خرج آنجا دارند يك خرج عيال آنها در الموت . هميشه غله خريدارند ( مگر امسال آن هم براى غله من ) . در عدم تمكن و تمول الموتى همان بس كه يك نفر حاجى ندارد . لباس الموتى بيشتر از منسوجات خودشان است مگر زنها كه به