سالار الدوله
شيخ نوشته بود همهمه آمدن محمد على شاه و سالار الدوله است . اين مطلب را تأييد مىكند اخباراتى كه قريب پانزده روز است از تنكابون مىرسد كه امير اسعد متصل سوار جمع مىكند . شخصى بهعنوان سالار الدوله يا خود سالار الدوله در استراباد طلوع كرده و مكتوبى به امير اسعد روانه داشته ديهء مقتولين و غارت اموال و خسارت مرا بده و الّا حاضر جنگ باش . باز تأييد مىكند
دو مقاله در روزنامه ديدم كه شاه در پطرزبورق بوده و حاليه در ادسا با سالار الدوله مشغول تهيهء سلاح مىباشد . كسان آنها و مكتوبات آنها در استرآباد مشغول اقدام مىباشند .
روزنامهء رعد
اما مطالب روزنامهجات « رعد » . شكايات زياد از مرنارد كه بر خلاف انتظار ما ماليه را مرتب نكرده و چون خودش بىسواد است و گمركچى لهذا كسانى را كه عالم بودند نياورده فقط از اقوام خودش و همكاران خودش مستخدم نموده كه قابل اداره كردن ماليه ايران نمىباشند و اين همه اجزاء كه سه كرور مواجب آنها مىشود براى يك خزانهدارى ايران فرع زياده بر اصل است . مرنارد به وزراء نوشته اين روزنامهها را توقيف و يكى هزار تومان جريمه كنيد ) .
مطالب روزنامهها :
تبريز
از تبريز مىنويسند قبل از آنكه اعلان انتخابات و تاجگذارى شاه را به ديوار معابر بچسبانند برحسب دستورالعمل شجاع الدوله اعتماد الدوله حاكم تبريز به بعضيها سفارش كرده كه اعلانات را پاره كنيد . صبح همين كار را مىكنند . بعد به بازارها رفته مردم را حكم به بستن دكاكين مىكند و جمعا به دار الحكومه مىروند . اعتماد الدوله به شجاع الدوله پيغام مىدهد او مىگويد نايب قونسلگرى روس آنجا آمده جواب حضرات را خواهد داد . بعد نايب قنسولگرى از نزد شجاع الدوله آنجا مىرود به جماعت خطاب مىكند كه مشروطه را مردم بايد از شاه خود بخواهند و او بدهد . حالا كه شما مىخواهيد كه نصف مملكت ايران هستيد من به شما اطمينان مىدهم كه كسى هم شما را مجبور نخواهد كرد . بعد از اين گفتگو مردم متفرق مىشوند . جمعى را هم چندى قبل از طهران