تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3963

مساهمون:

ص٣٩٦٣
اطاق ما هم مزين‌تر . پاى من الحمد للّه دردش زياد نشد ليكن خوب هم نشده است . ملكه خانم للّه الحمد خوب شده اما به قدرى ضعف دارد كه نمىتواند راه برود حرف بزند . غله‌ها در انبار مانده مردم همه به سمت تنكابون رفتند . اين‌طور باشد خواهد ماند . قيمت را هم تا اول تابستان در بيست و پنج قرار دادم باز خريدار نيست . از ترس پارسال امسال بيشتر مردم با زن و بچه رفتند . حضرت و الا دستخط فرموده بودند كه من هيچ اين مطلب را باور نمىكنم اين هم طرح جديدى است شما ريخته‌ايد ! امير اسعد از ميان‌رود به خرم‌آباد رفت . معلوم نشد براى چه آمده بود . پسرش اكرم الملك دوازده سيزده ساله حاكم محال ثلاث است و آنچه ميل دارد به سر مردم مىآورد احدى قادر تظلم و شكايت نيست . استاد اسكندر طالقانى بناى عمارت پيچ‌بن را دستگير كرده حكم كرد دستش را قطع كنند . طالقانيها جمع شده سيصد و پنجاه تومان اجرت بنائى را دادند نوكرها هم آنچه توانستند از طالقانيها گرفتند به شر و شلاق .

قيمت لحاف كرسى

روزنامه و كاغذجات زياد از شهر آمد . آنچه اشياء از شهر خواسته مىشود تمام را گران به پاى من حساب مىكنند و سالى مبلغى از اين راه ضرر من است . يك لحاف كرسى براى اطاق بچه‌ها خواسته بودند و مخصوصا نوشته بود مختصر باشد ، امروز يك سياهه آمده بيست و سه تومان نوشته بودند كه به جاى يك لحاف دو لحاف مىتوان به اين مبلغ دوخت . افخم الدوله از معاونت عراق عزل [ شده ] عاشورا را قم مانده به جاى او لسان الملك رفته . خود فخر الملك را هم نوشته بودند معزول است .

اشعار صدر السلطنه

سابقا از اشعار آبدار نغز آقاى صدر السلطنه در اين « مموار » درج افتاده ، حاليه هم دو شعر از يك قصيدهء جديد او [ كه ] در طهران مطرح و نقل تمام مجالس و محافل است [ مىآورم ] اين دو شعر هم مثل مصراع سابق او « خانه ندارى جناب حاكم سمنان » همه جا و همه وقت مىشود استعمال كرد ، محض تيمم و تبرك ضبط افتاد .
صد رُسم گر نبوم رأس رئيس الوزراء * خضر رُسم گرچه سكندر نبود دستگهم در دم مجلس ملى كف ايوان دارم * در بر خانهء خود چشمه حيوان دارم
« صد رسم » مخفف « صدر هستم » است . در مصرع دوم « خضر رسم » مخفف « خضر