تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3955

مساهمون:

ص٣٩٥٥

وضع عروسى

اول از شورستان دختر صفر را آوردند ، تمام اهل زوارك استقبال كرده رقص كردند ، چوب‌بازى كردند . مصطفى قلى هم باد به سرنا كرده ، پسره ده دوازده ساله را هم رقاص بود و جلو عروس مىرقصيد . با طمطراق تمام به خانهء داماد وارد نمودند . فورا جمعى زن و مرد سواره و پياده سورناچيها را جلو انداخته با آن رقاص منحوس و به سمت حسن‌آباد رفتند ، قدرى گذشت آمدند ، باز همان تفصيل اول شروع شد رفتند به استقبال ، بعد جلوى زمينهاى جلوى باغ عروس را نگاه داشتند . قدم داماد كه نيم‌تنهء چوخاى سفيدى بر كرده بود سوار قاطر با دو نفر داماد برادر ( به اصطلاح طهران ساقدوش و سل‌دوش ) به تاخت آمده نارنجى انداختند و مراجعت كرد . عروس را حركت دادند تا خانه قدم . آن وقت من پائين رفتم كه بهتر تماشا كنم . از آن سمت آب يكى را اين سمت مىآوردند ، از اين سمت يكى را آن سمت مىبردند . از بس زواركيها بالا و پائين جستن كرده بودند ، رقص كرده بودند ديگر حال برايشان باقى نمانده بود . هريك از عروسها هم چارقد « مش‌مش » گلى كه زينب داده بود روى سر خودشان انداخته بودند كه اينجا « كرد » مىگويند و ما « دواق » مىگوئيم . صبح عروسها همه بالا نزد « ارباب زن » آمده بعد از صرف چاى و شيرينى چارقدهاى خود را گرفته و رفتند . مصطفى قلى كه از حال رفته بود از بس باد به سرنا كرده از شورستان تا حسن‌آباد و بعد هم اينجا . ملكه خانم هم همه‌جا دنبال اين عروسها بود و وقتى كه معصومه را بردند خيلى هم گريه كرده بود . از همه بيشتر پدر اسب و قاطرهاى من درآمد كه از اول صبح تا مغرب در تاخت‌وتاز بودند . اين‌جا رسم است داماد كه از حمام بيرون آمد نبايد تكمه‌هاى لباس خود را بيندازد و تنها هم نمىگذارند بماند . داماد برادر يا « زمابرار » متصل همراه آنها هستند . حنابندان هم شرط عمده است . به اين « زمابرار » ها هم از طرف داماد و عروس پول و جهيز داده مىشود ، يكى از آنها بايد داراى زن باشد ديگرى بىزن . داماد در مدت عروسى خود مطيع و منقاد آنهاست . هرچه آنها بگويند بايد داماد اطاعت كند ( به زبان تاتى داماد را « زما » مىگويند به فتح ز ) .

رمان آقا محمد خان

سه‌شنبه 18 عيد غدير خم - اما اينجا اين اعياد ابدا مرسوماتى ندارد بلكه هيچ نمىدانند . فقط دو عيد است گته عيد ( يعنى عيد بزرگ ) نوروز سلطانى . كوچك عيد ، عيد فطر . محرم را هم ده روز مىدانند زيادى جزو محرم نيست . . .