تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3956

مساهمون:

ص٣٩٥٦

نامهء عماد السلطنه

« برويم سر كاغذجات و روزنامه‌جات . آقاى عماد السلطنه دستخط فرموده بودند كه : رمان آقا محمد خان تمام شد اما مفصل است نمىشود زود استنساخ كرد براى شما فرستاد ( من نوشتم با پست روانه كنيد پس از قراءت با پست ارسال مىشود ) . « 1 » خزانه‌دارى هم خانه‌هاى مرحوم مخبر الدوله آمده و اينجا را خريده‌اند و تعميرات مىكنند . قمر الدوله هم به سمت رشت رفته و حالا رشت است . ديگر تازه‌اى نداشت .

عروسيهاى در پيش

بچه‌ها نوشته بودند عروسى مريم خانم دختر فخر الملك صاحب « رمان » سابق الذكر و زهرا خانم دختر نصير الدوله است . دومى را پسر آصف الدوله شاهسون مرحوم گرفته . نواب عاليه هم مشغول عروسى مهرماه خانم است براى پسر سعيد نظام رشوند . حاج افخم الدوله نوشته بود ماژور « شلدبران » با دستهء ژاندارم از طهران آمده بدون اين‌كه كسى مطلع شود چند روز بعد ايلغار به سمت بروجرد كرده و شانزده ساعته خودش را آنجا رسانيده ، جمعى از الوار را كشته جمعى را دستگير [ كرد و ] دو روز بعد با رشادت تمام به عراق آمد . باگناه و بىگناه روزى چند نفر از لرها را دار زده « فوزيه » كرد و حالا چند روز است شكار رفته و قصابى موقتا موقوف است تا در مراجعت شروع كند » . ( پايان نامهء عماد السلطنه )

اغلاط روزنامه‌ها

چندى قبل در چندين روزنامهء مختلف كه آمده بود خواندم كه هزار نفر ژاندارم با توپخانه و موزيك به سمت عراق و سركوبى الوار بروجرد عازم شدند . خيلى محل تعجب من شد . تا بعد روزنامه‌ها رسيد در همه آنها ادارهء ژاندارمرى اين خبر را تكذيب كرده و نوشته بود صد و پنجاه نفر بودند . روزنامه‌هاى ما اين‌طور است مثل اين‌كه كور بودند صد و پنجاه را هزار نوشتند .

اخبار طهران

اما روزنامه‌جات طهران چندان تازه‌اى نداشت جز اين‌كه اصفهان ، يزد ، كرمان بر عليه حكومت بختيارى برخاسته جدا عزل آنها را از دولت خواستارند . عمارت وزارت
هامش
( 1 ) - تاكنون چاپ نشده . يك نسخه دست‌نويس آن نزد اينجانب است . ( مسعود سالور )
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3956 | قهرمان ميرزا عين السلطنه