زندگى كند : گليمبافى ، جاجيمبافى ، كرباس ، چادرشب ، جوال ، خورجين ، انبان ، چوخابافى ، جوراب ، دستكش ، خياطى ، نانوائى ، آشپزى ، گياهشناسى ، پشمريسى . در حقيقت بعضى از آنها در اين فنون معجزه مىكنند . در زوارك ما زن جناب مرحوم مادر على محمد ، قمرى ( اسم غريبى هم دارد ) سرآمد اين فنون است . زن حسن ، دخترهاى پرويز خان ، مادر حاجى محمد همه تمام اينها را مىدانند . بعلاوه مرباجات ، ترشىجات و طبخهاى خوب و خياطى اعلى . شيخ حسين از ناچارى حاجى خانم را گرفت براى آنكه عيالش شهرى بود و از عهدهء اين كارها برنمىآمد . زن آدم اينجا كرباس نتواند درست كند بايد آن مرد تمام سال برهنه باشد . چوخا نتواند بالاپوش نداشته باشد . جوراب نبافد پابرهنه باشد . نانوائى نداند گرسنه باشد . در آتان و آن دهات ديگر تمام دوشوار علف را هم زنها مىآورند . دروگرى هم كار آنهاست .
برف دهم - شكار با پرده
شنبه 25 صفر ، ششم درجهء حوت - ديروز از صبح تا مغرب برف آمد . اين برف دهم است سواى آن كوچك كوچكها كه قابل حساب نبودند . شب الحمد للّه ساكت شد و امروز آفتاب شد . آنچه يا به اصطلاح اينجا « خوربين » « 1 » بود آب كرد ، در نسام « 2 » باقى ماند .
دنبال كبك خيلى دويدم اما ثمر نكرد . كوه سخت است آدم را كه ديد سربالا مىشود .
ديگر ماهور يا پست بلند زياد نيست كه بخواهد كوه را گرفته و تا چشم كار مىكند سربالا مىرود . خودشان هم با پرده « 3 » شكار مىكنند . به غير پرده ندرتا اگر شكار شود .
تقى ورك رفته بود گندم انبار آنجا را فروخت . يك بسته كاغذ براى من به عوض آورد .
ملا محيى هم آمده حساب بدهد متصل مىگويد آخوند ضرر كند آخور دربسته چه كند .
سگ كلوج
البرز سگ بسياربسيار خوبى شده و خيلى درشت و قوى مىشود . چنان هوشيار [ ست ] و چنان خوب پاسبانى مىكند كه به وصف نمىآيد . شب تا صبح كشيك مىكشد و هيچچيز نمىتواند در حياط تكان بخورد . حالا هفت ماه دارد به اين رشادت
هامش
( 1 ) - رو به آفتاب . ( م - س )
( 2 ) - يعنى طرف سايه . اين كلمه فارسى و « نسا » ست كه در بعضى لهجهها « نسوم » گفته مىشود ( ا . ا . ) .
( 3 ) - تكه پارچههائى با رنگهاى مختلف به هم مىدوزند به صورت يك پرده درآورده و به يك چهارچوب نصب مىكنند و براى ديدن مقابل سوراخهائى هم در آن مىگذارند . خود در پشت پرده مخفى مىشوند كبك براى تماشاى رنگها به پرده نزديك مىشود به تيررس كه رسيد شكار مىكنند . ( مسعود سالور )