تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2768

مساهمون:

ص٢٧٦٨

مسئله ترياك

اينجا « ايران نو » حمايتى از يپرم مىكند كه مشار اليه تبعهء ايران است . آنچه روزنامه‌هاى خارجه گفته و مىگويند عنوانى است كه براى ايشان اشاعه مىدهند . از قرار معلوم آنارشيستها بر ضد قانون هستند و مسيو يپرم واضع قانون ترك ترياك است . و حال آن‌كه قوانين ما را پيغمبر ما ( ص ) واضع بود و تخلف‌ناپذير است . آنچه هم در امر معاشيه جارى كنند بايد شوراى كبراى ملى برقرار كند آن هم مطابق شرع و به تصويب آن چهار نفر « 1 » از علما كه در قانون اساسى ذكر شده ، و الا ما به قانونى كه يپرم وضع كند وقعى نخواهيم گذاشت . قانون جديد بايد از مجراى خود وضع شود و به تصويب آن مجلس مقدس باشد لاغير . چنانچه همين قانون را اگر در پارلمان جارى كرده بودند اول مهلت مىدادند ، بعد مريضخانه ترتيب مىدادند . آن وقت غدغن اكيد . زيرا اينها انسان هستند نبايد تلف شوند . عصر قدرى در خيابان گردش رفتيم . خوب پاك شده و آب پاشى مىشود . دكاكين را هم عقب برده ديگر در ميان خيابان قالى پهن نمىكنند . صندلى و نيمكت نمىگذارند ، هندوانه نريخته‌اند .

منتصر الدوله

مراجعت آقاى منتصر الدوله را ديدم خيلى قطور است . شكم بسيار بزرگى دارد . كت پوشيده بود ، زنگال بسته بود ، قطار چپ و راست آويخته بود ، تپانچهء « موزر » ده تير در دست كه بندش حمايل بود ، كلاه قزاقى پهن به سر كه پتهء قرمز آن را بالا كشيده . به جاى فراشهاى سابق چند نفر مجاهد عمامه‌اى و كلاهى با تفنگ و يراق جلو انداخته به عرض خيابان راه مىرفت . گفتند هر روز با اين طمطراق تا هر جا درشكه‌اش برسد حركت مىكند . بسيار بسيار مضحك بود و ديدنى .

مجاهدين

اين مجاهدين بعينه فراش و غلام طهرانى و حكومتهاى ديگر شده‌اند . از ميرابى و جاروبكشى تا ميرغضبى مىكنند . به تمام ادارات مثل فراشها و غلام سابق تقسيم شده‌اند و جاى آنها كار مىكنند . يك تفاوت براى مردم پيدا كرده آن وقت به فراش و مأمور يك قران دو قران حق الزحمه و پول ناهار مىدادند ، حالا به آقاى مجاهد كمتر از يك تومان
هامش
( 1 ) - در قانون پنج نفر است .