عماد السلطنه از نايب السلطنهء اسبق هم جويا شد گفت من نمىدانم ، اما مادرش مىداند .
جواهرات
از جواهرات آنچه كمسيون معاينه تا حال صورت داده سه هزار و چهارصد مثقال مرواريد نيست كه قيمت آن تقريبا پانصد و هفتاد هزار تومان مىشود . مابقى را هنوز معلوم نكردهاند .
كتابهاى خطى
لسان الدولهء پدرسوخته را هم براى كتابهاى دولتى حبس كردهاند . در ايام مظفر الدين شاه خيلى از كتابها را فروخته ، خيليها را عوض كرده . آنچه هم جلدهاى مرواريد و نقاشى بوده با صورتهاى چينى همه را فروخته است . يك كتابدار بود مثل يك اميرى ؛ وزيرى ، تجملات داشت . از بس هم بد صورت بود هر وقت شاه مىآمد مىگفت برو صد تومان بگير و تا يك هفته نزد من نيا .
پنجشنبه نهم شعبان المعظم - صبح درب خانه رفتم نايب السلطنه ناخوش است نيامده بود . جمعيت باغ قدرى تخفيف يافته با خيلى خيلى ملايمت اندكى ممانعت مىكنند .
خزعل
فخر الملك حاكم عربستان شده ، اما عربستانى كه يك سمت آن بختيارى است يك طرف سردار ارفع شيخ خزعل خان و سيف الدوله . يك سال تمام ( پارسال ) كه آنجا بود ممكن نشد وارد دزفول شود . در حقيقت حالا بايد حاكم آنجا نوكر خزعل باشد . به جاى آنكه صندوق صندوق به حاكم عربستان ليره تعارف مىداد و بندگى مىكرد .
يپرم و سپهدار
سپهدار دوا خورده بود گفتند نمىآيد . ديروز شخصى آنجا رفته بود گفته است آن اسبابها را تحويل يپرم بدهم . سپهدار با تغير گفته مسلمانى خودتان را هم تحويل او بدهيد . باز سؤال كرده اين دفعه هم با تشدد زياد همان جواب را شنيده . اين شخص جرأت كرده بود بگويد اين يپرم را شما آورديد و حالا اين طور مىفرمائيد .