شرايط گرفتن پول طلا است . يعنى شمش نقره مىدهند و طلا خواهند گرفت . درست تجار مجلس ما حساب كرده بودند هر صد هزار تومان را هشتاد [ و ] پنج هزار تومان فعلا مىدهد .
سعد الدوله و قرض
پس از همهء آن كسر و نكثها سعد الدوله ميل دارد صد و پنجاه هزار تومان براى اجزاء وزارت خارجه بردارد كه به قدر پنجاه تاى آن تقسيم برادر و برادرزادهء خودش سفير امريك و جاى ديگر مىشود . از صدتاى ديگر هم صاحبان حقوق هركدام بيشتر كم كردند خواهند گرفت . مثلا نصير الدوله بيست هزار تومان طلب دارد البته نصف آن را تقديم مىدهد براى وصول نصف ديگر . همينطور شايد ديگرى به ثلث راضى شود .
صد تا هم وزير دربار براى بيونات سلطنتى مىخواهد ناچار مىدهند . زيرا اگر ندهند شاه امضاء تمسك را نمىكنند . مابقى را نمىدانم به وزير جنگ يا ديگرى چه مىرسد .
سهم فرمانفرما
مىدانم بيست هزار توان به فرمانفرما و وزارت داخله بيشتر نمىخواستند بدهند كه اين نزاع و مرافعه برخاست . امروز البته فرمانفرما را هم راضى مىكنند و مىگذرد تا برسيم به آن صد هزار ليرهء ديگر كه از حالا وكلاى ما شايد در تقسيم آن مرافعه دارند و اگر عمرى باشد تقسيم آنها را هم خواهيم نوشت . افسوس آقا سيد عبد الله نيست و شيخ فضل الله تسلط و اقتدارى ندارد .
اغتشاش خراسان
مطلب ديگر كه مذاكره شد حكايت خراسان و اغتشاش شهر مشهد است . آقايان بعد از دو سال مشروطه و يك سال مستقله حالا ترياكشان گل كرده تازه شروع به كارهاى اوليه كردهاند . اولا تلگرافى كردهاند كه ما ركن الدوله را نمىخواهيم ، شاهزاده نير الدوله را روانه كنيد . ثانيا شورش كرده قاسم خان بيگلربيگى شهر را با جمعى ديگر و اعتضاد التوليه و چند نفر از اهل آستانه را كشتهاند . قبل از اين حركت هم خانهء آقا سيد محمد رفته آقا را « ضربا زورا » بيرون كشيده اول يك قطار فشنگ خيلى مفصلى روى عبا كمر آقا بسته ، بعد قبضهء تفنگى به آقا حمايل كرده به اين هيئت وارد انجمن كردهاند .
نتيجهء اين حركات اين شد كه قشون روس گذشته از آن عدهء حاضر شهر و چهار عرابه توپ پىدرپى وارد مىشود و امروز عصر شنيدم سالدات روس درب انجمن را بسته و مردم پناه به صحن مقدس بردند .