تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1943

مساهمون:

ص١٩٤٣
در بسته و فراشها ورود آنها را مانع شده‌اند فحش داده‌اند . بعد تپانچه كشيده چند چوب دستى هم به فراشها نواخته بودند . فراشها بعد از آن‌كه شاه تشريف مىبرد و براى اينكه قدغن كرده بودند به سادات و طلاب نزاعى نكنند ( زيرا حضرات از ما بهتران شده احدى نبايد به آنها طرف شود ) استبداد را كنار گذاشته مىخواهند فى الجمله مشروطه بشوند كه كار از كار مىگذرد . مردم هجوم آورده از دو درب تكيه آدم روى آدم مىافتد . بعد از نيم ساعت شصت نعش روى تخت تكيه مىخوابانند . چند نفر طبيب حاضر مىشوند و بناى حال آوردن آنها را مىگذارند . هشت نفر كه سه نفر فراش ، يك نفر سرباز ، چهار نفر جوان طهرانى باشد فورا هلاك شده بودند . هشت نه نفر هم مشرف موت به خانه‌شان بردند . تتمه الحمد لله به هوش آمده و از مرگ رستند . از فرارى كه بعد مسموع شد پنج نفر هم از آنها كه مردنى بودند بدرود زندگانى گفتند و به محلهء خاموشان رفتند و از اين صدمات اين دوره نجات يافتند . « 1 » تا امروز در ايران همچو اتفاقى نيفتاده بود و خيلى به نظرها غريب آمد . من يادم مىآيد در تاجگذارى اين امپراطور روس نيكلاى دوم روزى كه غذا به مردم بايست بدهند سه هزار و ششصد نفر هلاك شدند . روز ميشوم نامباركى به امپراطور گذشت . از آن روز حدس بدبختى او را زدند . اين شكست از ژاپن هم تنبيه آن روز بود . « 2 »

مدرسهء قاجاريه - فرزندان نصير الدوله

بارى حسب الدعوة مجمع قاجار رفتم . ميرزا محمد خان پسر سيم نصير الدوله [ را ] كه يازده سال دارد همراه برده تحويل نواب كمال الدوله كردم . حالا دو پسر افخم الملك و دو پسر فخر الملك با عباس ميرزا پسر مرحوم اميرزاده و اين ميرزا محمد خان را آنجا برده‌ام . هر كدام اگر به قدر من شاگرد برده بودند حالا مدرسهء قاجاريه هزار شاگرد داشت . ميرزا عبد الوهاب خان و ميرزا محمود خان پسرهاى نصير الدوله سه سال است در لندن مشغول تحصيل هستند . محمود خان كه بچه‌تر بود در مدرسه قبول شده و حالا او را به مدرسهء معروف كيمبريج برده‌اند . ميرزا عبد الوهاب خان چون بزرگتر بود مدرسه قبول نشده در يك فاميلى مشغول تحصيل است . از قرارى كه خود نصير الدوله از بروكسل نوشته بود محمود خان بسيار خوب ترقى كرده و يكى از علماء انشاء الله خواهد شد و
هامش
( 1 ) - اعليحضرت نفرى دويست تومان از خود به ورثهء مرحومين عطا كردند . ( يادداشت نويسنده در حاشيه ) . ( 2 ) - جنگ بين المللى و بولشويكى دنبالهء آن بود كه فنا شدند . ( يادداشت نويسنده در حاشيه ) .