تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
1306 هو

نوروز 1306

بسم الله الرحمن الرحيم روز چهارشنبه 17 شهر رجب المرجب سنهء 1306 هجرى ، 21 مارچ 1889 ميلادى ، اودئيل تركى ، روز هرمزد از ماه فروردين 1811 جلالى در طهران - شش ساعت و پنجاه و سه دقيقه از روز گذشته تحويل شمس به برج حمل - دو ساعت قبل از وقت با لباس رسمى سفيد و قرمز به منزل حضرت مستطاب و الا آقاى نايب السلطنه امير كبير رفتم . بعد از نيم ساعت جمعا به اطاق مباركهء موزه رفتيم . بعد از تحويل عيدى از دست مبارك گرفته به منزل آمدم . خدمت نواب عليه رسيده « 1 » تغيير لباس كردم ، به خدمت نواب مستطاب عليه والدهء حضرت و الا « 2 » مشرف شدم . دو ساعت به غروب مانده منزل آمدم . روز مباركى است . انشاء الله در زير سايهء بلندپايهء اعليحضرت همايونى و در زير سايهء حضرت مستطاب و الا عز الدوله و ساير بزرگان به خوشى و سلامتى خواهد گذشت . خداوند مبارك و ميمون فرمايد . شب آتش‌بازى رفتم . در ميدان تازه كه شمس العماره است رفتم . شكوه زيادى داشت .

گفتگوى امين نظام و حاجب الدوله

روز پنجشنبه 18 - صبح لباس پوشيده به اتفاق تاج الدين ميرزا به خدمت حضرت مستطاب و الا آقاى نايب السلطنه رفتيم . اطاق به قدرى جمعيت داشت كه از حساب خارج بود . در حياط خدمت آقا مشرف شده ، از آنجا به اتفاق درب خانهء نواب مستطاب عاليه شكوه السلطنه رفتيم . ناهار آنجا صرف شد . بعد از ناهار به سلام رفتم . سلام در تخت مرمر منعقد شد . بعد از انعقاد سلام به ميدان ارگ رفتم از براى محل ايستادن توپچى . ميان امين نظام و حاجب الدوله قدرى گفتگو شد . آخر الامر جائى براى توپچى پيدا نشد . فراشها جاى توپچى را گرفته بودند . امين نظام از ترس آنكه مبادا دعوا و شرى بشود و در اين ميانه قتلى اتفاق بيفتد توپچى و صاحب منصب
هامش
( 1 ) - تاج ماه خانم مادر عين السلطنه ( 2 ) - اقل بيكه خانم مادر عز الدوله
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 199 | قهرمان ميرزا عين السلطنه