تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1076

مساهمون:

ص١٠٧٦

توسلات تضييقى

بعد از بعضى شنيدم كه دولت در خانهء ممتاز الملك ، سعد الدوله ، ممتاز ، مستشار ، محتشم و چند نفر ديگر آژان گذاشته براى تفتيش اشخاصى كه مىروند آنجاها ، چون حال هيجانى در عامه هست كه بلكه عموم طبقات نمايش رسمى از تنفرى كه در خصوص كنترل خبيث بدهند . حال وثوق الدوله توسلات تضييقى را فراهم آورده . بعد پستخانه رفته ، كاغذ پست را داده ، آقا ميرزا حبيب الله خان را گفتم كه فردا شب منزل قزوينى بيايد . بعد مراجعت ، حسن‌زاده اظهار كرد كه سردار مقتدر علاوه بر كسالت ، ملاحظهء آمدن منزل شما را مىكند و روز جمعه را كه گفتيد ، بدين‌جهت ملاحظه دارد . گفتم آقاى سردار هرچه رأى داشته باشند تفاوت نمىكند در ارادت من . بعد قرار شد خبر از حسن‌زاده باشد . بعد مراجعت و به خانهء ميرزا ابو القاسم خان . يك به ظهر رفته ، آدمش گفت حالا تمام آقايان [ از ] اينجا رفتند . بعد مقارن ظهر به خانه آمده ، ناهار با بچه‌ها آبگوشت خورده ، خوابيدم . بعد از خواب چايى و تحرير ، مقارن غروب بيرون آمده ، احمد هم رفت سه تومان از برات حاج صمد از آقا ميرزا ما شاء الله دوخته‌فروش گرفته به جهت مخارج لازمه آورد .

تيشهء بلشويك به ريشهء انگليس

بعد من هم آقا ميرزا يحيى خان كمره‌اى رسيد صحبت‌كنان تا درب خانهء عين الممالك ، امير سيف الدين ، عضد الممالك ارفع ، معتمد ، آقا سيد محمد تقى معلم ، آقا سيد محمد تقى پسر گلستانى آمد ، گفت عما قريب در روى كره جنگ بدتر از سابق به ميان مىآيد و آلمان به شركت امريكا و ايتاليا ريشهء انگليس را به قوهء بلشويكى نيست مىكند . چون از صحبت اعدام قوهء ظالمه هم خوشمان مىآيد قدرى بشاش شده ، بعد من بلند شده دكان آقا سيد جواد كوزه‌پز ، دو كوزه خريده و سفارش آهك را مجددا نمودم . ساعت دو از شب بلند شده ، از خيابان مىآمدم مرآت ، انتظام و سعيد الملك را ديده ، احوال‌پرسى نموده با مرآت على حده قدرى صحبت به خانه آمدم . ناصر الدوله آمده بود خانه ، من نبودم ، گفته بود فردا عصر من بروم . بعد شام خورده خوابيدم .