رفته قرض انجيرى را داده ، ميرزا عبد الحسين ساعتساز را ديدم . نقل مىكرد كه عماد متوسل به صدرايى شده ، او هم قرار شده بلكه كارى بكند . بعد گفت شنيدم دكاكين را از فردا جمعه كه بسته مىشود ، شنبه را مشكل است ديگر باز نمايند .
مردم خيلى در اضطراب معنوى هستند . استخاره نمودم بازار عقب قرض پولى بروم خوب نيامد . مراجعت به خانه ، با معتمد الملك بهسمت خانهء عين الممالك ، نبود . از آنجا به دكان آقا سيد جواد كوزهپز ، قرار شد فردا آهك را بفرستد .
بىشرمى ارباب جرايد
بعد از آنجا به خانهء ضياء السلطان رفته ، ميرزا احمد خان شيرازى هم آنجا بود .
تا ساعت دو از شب صحبت اين كنترل و مملكت و وثوق الدوله . بعد سر مقاله ديروز و امروز ايران كه شيخ يحيى نوشته بود مىخوانديم و گفته شد كه نوبهار چون به رقابت سيد ضياء كه سى هزار تومان به او وثوق الدوله داد حالا تنقيد از كنترل و مواد او مىكند ، بلكه به او هم سى هزار تومانى بدهند . واقعا بىشرمى را ارباب جرايد به حد كمال رساندهاند ؛ در يك هفته فورا تغيير ارگان و زبان مىدهند . تا دو روز قبل تأييد بيانيهء كنترلى وثوق الدوله را مىنمود حالا اين قسم تنقيد مىكند . بعد به روضه ، خانه معاون السلطنه رفته ، عين الممالك نبود . بعد از روضه به خانه آمده شام نان ، پنير و انگور خورده ، مشغول خواندن كتاب كشف تلبيس نيرنگ انگليس در ايران شده ، بعد خوابيدم .
هيجان مردم
جمعه 25 ذيقعده . - صبح بعد از چايى و اشتغال به خواندن كشف تلبيس ، آقاى عين الممالك و بعد آقاى مرآت الممالك تا نزديك ظهر مشغول صحبت و تعريف از هيجان مردم و استعداد به اينكه بازارها بسته شود و يقين به مساعدت سفارت امريك و فرانسه با مردم از قرائن خارجه و عقيده مؤتمن الملك و همدوشهاى او كه اول بايد با خود وثوق الدوله صحبت و توضيح خواسته شود .
بعد آقايان رفته ، من و بچهها ناهار نان ، آش ، پنير و سبزى خورده ، بعد خواب .
بعد از خواب چايى ، دو به غروب آقا شيخ محمد على قزوينى آمده . به اتفاق خانه فرخى رفته ، قرب سى نفر از رفقا ؛ ناظم ، برهان ، طباطبايى همدانى ،