بيش از حد خارج از موضوع در اين كميسيون موجب شده كه راه به جايى نبرم . او تصريح كرد كه دوبسون كارشكنى مىكند و با اين شيوه كميسيون سرحدى به نتيجهاى نخواهد رسيد . 16
معتمد الوزاره امروز در خبر كوتاه ديگرى به وزارت امور خارجه نوشت كه مدتى است « قواى مليون عثمانى » از طرف ارزروم و ديگر نقاط حركت كرده به طرف موصل مىروند . 17
هامش
( 1 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 20 - 9 - 51 - 1301 .
( 2 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 11 ، ص 11 .
( 3 ) . همان ، پ 11 ، ص 42 .
( 4 ) . همان ، پ 1 ، ص 32 .
( 5 ) . همان ، پ 17 ، صص 22 تا 24 .
( 6 ) . على محمد خان ملقب به شريف الدوله كه مدتى به وزيرزاده معروف بود و بعدها شهرت بنى آدم را پسنديد و بدان مشهور گرديد ، در 1292 ق در كاشان به دنيا آمد . پدرش ميرزا محمد على تعجب كاشانى و از خانواده غفارى و از عموزادگان صاحباختيار و معاون الدوله بود . بخشى از تحصيلاتش را در كاشان گذرانده ، در مدرسه علوم سياسى آن را ادامه داد .
آنگاه به وزارت خارجه رفت و همزمان با نهضت مشروطيت كنسول ايران در بادكوبه ( باكو ) شد . در 1327 ق كارگزار گيلان گرديد . تا اينكه با برخوردارى از جايگاهى كه ميان مردم آن نواحى به دست آورده بود ، در دوره دوم مجلس شوراى ملى به نمايندگى برگزيده شد . اما پيش از آنكه عمر مجلس به سر آيد به وزارت خارجه انتقال يافت و رياست اداره انگليس را برعهده گرفت . سپس معاون وزير امور خارجه شد ؛ چندى بعد به معاونت وزارت جنگ رسيد ؛ در حوالى 1332 ق كارگزار كل آذربايجان شد تا اينكه به تهران فراخوانده شد و معاونت وزارت داخله را به عهده گرفت ؛ در 1336 ق / 1297 ش به حكومت كردستان رفته ، اندكى بعد حكومت لرستان و بروجرد را هم به دو سپردند ؛ سه سالى در آنجا بود .
در اوايل سلطنت رضا پهلوى والى آذربايجان شد ؛ چندسالى گذشت و به استاندارى خراسان منصوب گرديد . بنى آدم در سالهاى پايانى عمرش حس شنوايىاش را از دست داده ، چند سالى را به انزوا گذراند تا در 1324 ش درگذشت ( ايران نو ، شماره 20 ( 30 شعبان 1327 ) ، ص 2 ؛ عاقلى ، شرح حال رجال سياسى و . . . ، ج 1 ، صص 313 و 314 ) .
( 7 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 3 - 3 - 52 - 1301 .
( 8 ) . همان ، 12 - 8 - 63 - 1301 .
( 9 ) . همان ، 35 - 54 - 2 / 45 - 1301 .
( 10 ) . همان ، 1 - 43 - 32 - 1301 . پيش از 1267 ق تعدادى از ايرانيان به صورت پراكنده به روسيه رفته ، با هزينه شخصى در مدارس آن كشور تحصيلات خود را ادامه مىدادند . اما در اين سال شش نفر ايرانى به روسيه اعزام شدند تا حرفه و فن بياموزند . سرپرستى اين عده را حاجى ميرزا محمد تاجر تبريزى به عهده داشت كه به خوبى از عهده كار برآمد و همه محصلين اعزامى حرفههايى را ياد گرفته ، پس از بازگشت به ايران در 1270 ق كارخانههايى چون شكرريزى ، چدنسازى ، چيلانگرى ( قفل و كليدسازى ) و نجارى را داير كردند . روسها ايرانيان را به رايگان در مدارس خود نمىپذيرفتند ، ازاينرو بيشتر ، خانوادههاى متمول مىتوانستند فرزندان خود را به روسيه يا ديگر ممالك اروپايى رهسپار ساخته ، مقدمات تحصيل آنان را در سطوح عالى فراهم كنند . رغبت براى تحصيل در مدارس روسيه پس از انقلاب 1905 م ميان ايرانيان رو به فزونى گذاشت و هرساله عدهاى راهى روسيه شده ، در مدارس ابتدايى و عالى شهرهايى چون پطرزبورگ ، مسكو ، بادكوبه ، تفليس درس مىخواندند . افزون بر اين فرزندان و وابستگان كارگزاران و وابستههاى سفارت ايران در روسيه با برخوردارى از امكانات موجود مىتوانستند تحصيلات خود را ادامه دهند . از جمله ايرانيان مشهورى كه تحصيلات خود را در آن كشور گذراندند مىتوان افراد زير را نام برد :
ميرزا حسن خان مشير الدوله ( پيرنيا ) كه در رشته حقوق در دار الفنون مسكو درس خوانده ، پس از بازگشت به ايران مشاغل مهمى همچون نمايندگى مجلس شوراى ملى و وزارت را به عهده گرفت . عبد الحسين خان معزز الملك ( تيمورتاش ) كه در پطرزبورگ درس خواند و پس از 6 سال از مدرسه نظام در رسته سواره نظام نيكلا با درجه ممتاز فارغ التحصيل شده ، بعدها در دوره سلطنت رضا پهلوى به وزارت دربار رسيد .
ميرزا حسن خان ارفع و پسرش ميرزا رضا خان ارفع از ديگر ايرانيانى هستند كه در روسيه تحصيلات خود را پى گرفتهاند . ( سرمد ، اعزام محصل به خارج از كشور « در دوره قاجاريه » ، صفحات متعدد ؛ مستوفى ، شرح زندگانى من يا . . . ، ج 2 ، صص 80 تا 86 ) . نكته قابل توجه در اين خبر تعداد بالاى ظرفيت پذيرش دانشجو در رشتههاى علوم اجتماعى است .
روسيه با پيكان ايدئولوژيك خود براى نفوذ به كشورهاى ديگر نيازمند مبلغان بومى بود و آموزش دادن چنين افرادى طبعا در رشتههاى علوم انسانى اهميت ويژهاى داشت .
( 11 ) . روزنامه ايران ، شم 1330 ، صص 1 و 2 .
( 12 ) . ميرزا على اكبر اردبيلى از علماى پرنفوذ اردبيل در عصر خود است . او فرزند حاج ميرزا محسن مجتهد اردبيلى است كه در 1296 ق در اردبيل متولد شد . مقدمات و سطح را در زادگاه خود و زنجان و بروجرد آموخت . آنگاه راه نجف اشرف را در پيش گرفت و از درس آيات عظام ميرزاى شيرازى ، سيد حسين كوهكمرى و ديگر اعاظم آن حوزه بهره برد و به درجه اجتهاد رسيد . سپس به اردبيل بازگشت و مرجع امور دينى مردم آن سامان شد . او را پس از درگذشت حاج ميرزا صالح مجتهد عالم بلا منازع محل خود دانستهاند . در اين اوان ايران با وقايع مهمى مواجه شد كه از مهمترين آنها ضعف دولت قاجار ، آغاز نهضت مشروطيت ، و جنگ جهانى اول بوده ، به همين سبب آيت اللّه ميرزا على اكبر اقاى مجتهد در كانون اين وقايع در منطقه اردبيل قرار گرفت . در وعظ و خطابهها به امور جارى كشور مىپرداخت . در مذهب همواره به دنبال اجراى دقيق دستورات اسلام بود . در چندين واقعه تلگرامهايى به تهران براى آگاهى بخشيدن به حكومت مركزى فرستاد كه از جمله آنها تلگرامى است كه در 1306 ش هنگام فتنه وهابيها خطاب به رضا شاه ارسال كرد . بيشتر تلگرامها و نامههايى را كه وى در موضوعات مختلفى به رضا پهلوى فرستاده و دريافت كرده ، در كتاب تاريخ اردبيل و دانشمندان آمده است كه برخى از آنها از اهميت تاريخى برخوردار است . اثبات تقليد ميت ، صورت سئوال و جواب راجع به واقعه زيد و رسالهاى درباره قيامت از آثار وى است . ميرزا على اكبر در 25 شعبان 1346 / 26 بهمن 1306 درگذشت و جنازهاش در گوشه مسجد خود ( اردبيل ) به امانت گذاشته شد ؛ و بنا به وصيت آن مرحوم پس از 22 سال به كربلا منتقل و در پايين پاى سيد الشهدا مدفون گرديد . ( موسوى اردبيلى نجفى ، تاريخ اردبيل و دانشمندان ، ج 2 ، صص 130 تا 149 ؛ واعظ خيابانى ، علماى معاصرين ، صص 394 و 395 ) .
( 13 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 10 ، ص 29 .
( 14 ) . همدى ، كردستان و كرد در اسناد . . . ، ص 89 ) . چند روز پيش از بمباران ، اعلاميههايى در سطح منطقه توزيع شد كه با امضاء سرپرسى كاكس نماينده عالى انگليس در بين النهرين بود . در اين اعلاميه خطاب به مردم نوشته شده بود كه شيخ محمود با كمك عثمانيها مىخواست كردستان را محو نمايد . « آمدن او را به بغداد اخطار نمودم مشار اليه احمقانه اخطار مرا رد نمود و به اين جهت مجازات او را ضرورى دانستم . » ( اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 11 ، ص 38 ) .
( 15 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 1 ، ص 10 .
( 16 ) . همان ، س 1302 ، پ 2 ، ص 30 .
( 17 ) . همان ، س 1302 ، پ 2 ، ص 27 . موضوع در دوم ارديبهشت 1302 به وزارت جنگ منعكس شد . ( همان ، پ 2 ، ص 25 ) .