پس از طبع ممكن است يك جلد از براى هيأت [ نشر ] اطلاعات بلژيكى ارسال گردد . ضمنا براى اطلاع هيأت مزبور مىشود احصائيه ساليانه گمركى و اداره پست و اداره تلگراف را ارسال داشت ولى راجع به تجارت ايران در حدود ورقه چاپى لف اگر اطلاعاتى بخواهند اين وزارتخانه تهيه و ارسال خواهد نمود . » 7
* عدم حضور انگليسها در مرزهاى كردستان ايران
بنا برگزارشى كه امروز از كردستان به وزارت داخله رسيد از حضور نداشتن قواى انگليس در مرزهاى كردستان ايران خبر داده شد و اينكه اين عدم حضور « به وسيله جلب مفسدين محلى ، حفظ نفوذ و سياست » جبران مىشود . 8
* ورود خالصىزاده به مشهد
امروز آيت اللّه خالصىزاده كه از عراق به ايران تبعيد شده بود براى زيارت آستان قدس رضوى به مشهد رسيد و ضمن استقبال از طرف حاكم شهر ، رئيس قشون ، ژنرال كنسول روس ، رئيس نظميه و گروه زيادى از بازاريان و ديگر قشرهاى مردم به مسجد گوهرشاد رفت . وى در آنجا به ايراد سخنرانى پرداخت ، اما از مفاد سخنان او خبرى درج نگرديد . او در خانه آيت اللّهزاده خراسانى منزل كرد . 9 اما بنابر آنچه مخبر روزنامه شفق سرخ نوشته ورود او به مشهد با مسائلى همراه بود . خبر درج شده در شفق سرخ را در پاورقى خواهيد خواند . 10
هامش
( 1 ) . روزنامه اتحاد ، شم 255 ، ص 1 .
( 2 ) . مدرس در پنج دوره تقنينيه ، ج 1 ، ص 337 .
( 3 ) . روزنامه ايران ، شم 1247 ، ص 3 .
( 4 ) .FO 248 / 1367 .( 5 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 4 ، ص 57 .
( 6 ) . همان ، پ 16 ، ص 68 .
( 7 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 5 و 7 - 1 - 7 - 1301 .
( 8 ) . همان ، 13 - 11 - 47 - 1301 .
( 9 ) . روزنامه ايران ، شم 1251 ، ص 4 .
( 10 ) . « ديروز ( 11 ربيع الاول ) حضرت آيت اللّهزاده خالصى وارد مشهد شدند . با اينكه در ظرف اين يك هفته فاصله بين ورود آقاى آيت اللّهزاده صدر و ورود آقاى خالصى بعضى پيغامهاى تهديد و شكايت از طرف مقامات مربوطه به قونسولگرى انگليس به اشخاص استقبالكننده آقاى آيت اللّهزاده صدر رسيده بود و حتى بعضى را هم رسما به اداره محترم لشكرى جلب و مؤاخذه شديد كرده بودند ؛ با آنكه روز و ساعت ورود حضرت خالصى را نه تنها اعلان نكرده بلكه با كمال مواظبت مخفى مىكردند ، باز هم يكى از مديران جرايد چند ساعت قبل از ورود مطلع شده و فوق العاده مختصرى مبنى بر خبر ورود آقاى خالصى انتشار داد .
اگرچه مأمورين انگليس ( آژانهاى تأمينات نظميه مشهد ) يكى دو نفر از اطفال موزع فوق العاده را گرفتند ولى دو سه نفر ديگر كه از چنگ آژان گريختند [ ، ] فوق العاده را منتشر كردند . بر خلاف انتظار عصر ديروز جمع كثيرى از احرار و جم غفيرى از عموم طبقات براى استقبال آقاى خالصى به خارج شهر حاضر شدند : آقاى امير لشكر و آقاى ياور پاشا خان هم با عده كثيرى نظامى و پليس براى اينكه مثل هفته گذشته خلاف انتظامى رخ ندهد ( يعنى كسى جرأت فرياد زنده باد حجج اسلام و مرده باد تجاوزكاران به حقوق ملل نداشته باشد ) حاضر شدند . يريدون ان يطفؤا نور اللّه . . .
همينكه ساعت ورود در رسيد مأمورين نظميه جمعى از جوانان حساس و شاگردان مدارس را براى اينكه مبادا اظهار حس بكنند ، در مقابل انظار گرفته و در يك كاروانسرايى كه خارج شهر بود توقيف كردند .
كالسكه ميهمان عزيز ما رسيد . حضرت خالصى پياده شد . فورا ( بدون اين كه بگذارند على الرسم كسى دست آقا را ببوسد ) تيپ نظامى و فوج پليس اطراف حضرت آيت اللّهزاده را گرفتند . ديدهايد چطور مقصر را به طرف دار مىبرند ؟ !
[ تصوير ] آيت اللّه خالصىزاده
همانطور حضرت حجت الاسلام خالصى را در وسط تيپ نظامى و پليس در حالتى كه خود پاشا خان و يك نفر ديگر از اعضاى نظميه زير دو بازوى آقا را گرفته بودند به طرف آستانه مقدسه از خارج شهر بردند و در عرض راه هم جمعى نظامى و اجزاء تأمينات در ميان مردم پراكنده شده و كاملا مواظب بودند كه از طرف كسى صدايى بلند نشود و به اصطلاح خودشان خلاف انتظام رخ ندهد . فقط چند نفر ( صلواتچى ) كه رئيس نظميه اجير كرده بود صدابهصدا انداخته بودند .
اما كه مىتواند خورشيد را به گل اندود ؟ خالصى كسى نبود كه از كسى انديشه داشته باشد . خالصى كسى نبود كه از پاشا خان و غيره پروايى كند .
خالصى كسى نبود كه تصور نمايد كه اينجا خراسان و مستعمرهء معنوى انگليس است . خالصى كسى نبود كه اهميت بدهد به اينكه امروز در خراسان نفوذ انگليسها در تحت تأثير فرمانفرمايى نظام السلطنه و رياست نظميه پاشا خان . . . از روزى كه بيست و پنج هزار قشون در خاك خراسان و سيستان داشته زيادتر است . بالاخره خالصى كسى نبود كه تبعيد و تهديد قواى روحيهاش را به تحليل برده باشد .
بارى خلاف انتظام رخ داد . حضرت خالصى پس از خروج از حرم وارد مسجد شده و در منظر چند هزار نفر جمعيت ناگهان از دست مأمورين خود را رها كرده و بر عرشه منبر صعود فرمود و در ذيل عنوان آيه كريمهيا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَآنچه را كه قونسول انگليس و آقاى فلان و فلان ميل نداشتند بشنوند در ظرف يك ساعت با لهجهء طبيعى فارسى آميخته به عربى بيان فرمود . و اللّه متمم نوره و لو كره الكافرون .
دلم مىخواست مىبوديد پاى منبر و مشاهده مىفرموديد كه چطور از شدت غضب رنگ آقاى . . . و آقاى پاشا خان هر لحظه از زردى به كبودى و از كبودى به سياهى مبدل مىشد و مىديديد كه چطور اين دو نفر ايرانى با غيرت و تعصب به ناطق و مستمعين از روى كينه نگاه كرده و خيره شدهاند !
اى آقايان وكلا ! اى زمامداران مملكت ! نشستهايد و تماشا مىكنيد ، مىشنويد و ساكتيد ؟ ! كلاهتان را بالاتر بگذاريد !
مملكت پهناور خراسان و سيستان عضو مهم ايران را توسط نظام السلطنه و آقاى . . . و آقاى پاشا خان به انگليسها فروختهايد ! - خيرش را ببينيد ! » ( شفق سرخ ، شم 90 ، صص 1 و 2 ) . توضيح : نقطهچينهاى متن از خود منبع است .