* ديدار سران فرقه بهاييت با حسين علاء
در ضيافت ناهارى كه مستر ميلز رئيس كل مجامع بهاييهاى امريكا و مستر ويلهلم يكى از اركان اين فرقه در سفارت ايران در واشنگتن با حسين علاء داشتند از بدرفتاريهايى كه در ايران نسبت به اتباع بهايى صورت مىگيرد شكايت كردند . آنها گفتند كه « دو سه روز قبل تلگرامى راجع به ظلم و انواع بدرفتاريهايى كه در طهران ، شيراز ، كاشان ، همدان ، سلطانآباد نسبت به بهاييها مىشود براىشان رسيده است » و خواستار جلوگيرى از آن شدند .
علاء « به قدرى كه ممكن بود مشكلات را به آنها حالى كرده » گفت « معلوم نيست اين اخبار صحتى داشته باشد و لزوم اين نكته را نمىبايستى بهاييها در تبليغات اصرار ورزند خاطرنشان » كرد .
علاء در گزارش خود به وزارت امور خارجه از مصادف شدن اين اخبار با اقدامات سفارت براى اعزام هيأت مستشارى به ايران ابراز تأسف كرد . وى در پايان نوشت : « در امريكا عده بهاييها زياد و اغلب نيز متعصب و علاقهمند به مذهب خود هستند . خيلى به موقع است كه دولت اقدامات جدى در جلوگيرى از اين زيادهرويها كه ممكن است اسباب زحمت بزرگى فراهم سازد به عمل آورند . » 23
هامش
( 1 ) . اسناد مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران ، سند شم ن - 55233 .
( 2 ) . روزنامه ايران ، شم 1244 ، ص 1 .
( 3 ) . روزنامه پژوهش در 1301 شمسى به صاحبامتيازى محمودزاده و مديرمسئولى و سردبيرى ميرزا ابو القاسم خان كحالزاده در تهران تأسيس يافت و اولين شماره آن در 6 محرم مطابق با 7 سنبله 1301 منتشر شد .
ميرزا ابو القاسم خان كحالزاده فرزند حسين كحال در 1294 شمسى در حالى كه هنوز دوره دبيرستان را به پايان نرسانده بود به خدمت سفارت امپراطورى آلمان درآمد و مدتها در آن سفارت مشغول كار شد . او در زمان وزارت عدليه داور ، وارد عدليه و با سمت مستنطق مأمور نيشابور شد ؛ مدتى بعد به عنوان مدعى العموم خدمت كرد ، سپس به همدان انتقال يافت و در زمان وزارت صدر الاشراف از كار دولتى كنارهگيرى كرد و به شغل آزاد روى آورد . پس از شهريور 1320 دوباره به كار دعوت شد . در آذر 1324 به مديريت كل اداره راديو و خبرگزارى پارس رسيد و در 1327 شمسى با سمت بازپرس عازم سارى شد و پنج سال در آنجا خدمت كرد . او در 65 سالگى بازنشسته شد و در 9 مرداد 1360 از دنيا رفت . كحالزاده علاوه بر انتشار روزنامه پژوهش ، در 1304 شمسى نيز براى مدتى روزنامه استقلال وطن را منتشر ساخت . روزنامه پژوهش عصرهاى شنبه و سهشنبه منتشر مىشد و محل روزنامه در خيابان شاهآباد واقع بود . ( صدر هاشمى ، تاريخ جرايد و مجلات ايران ، ج 1 و 2 ، ص 68 ؛ قاسمى ، راهنماى مطبوعات ايران عصر قاجار ، ص 102 ؛ مرسلوند ، زندگينامه رجال و مشاهير ايران ، ج 5 ، صص 252 و 253 ) .
( 4 ) . براى آگاهى از فرازوفرود روزنامه ميهن ، ر . ك : همين كتاب ، ج 1 ، ص 602 .
( 5 ) . روزنامه اتحاد ، شم 251 ، ص 2 .
( 6 ) . همان ، ص 1 .
( 7 ) . روزنامه شفق سرخ ، شم 82 ، ص 3 .
( 8 ) . همانجا .
( 9 ) . همان ، ص 2 .
( 10 ) . روزنامه اتحاد ، شم 251 ، ص 2 .
( 11 ) . روزنامه شفق سرخ ، شم 81 ، ص 2 .
( 12 ) . روزنامه اتحاد ، شم 251 ، ص 3 .
( 13 ) . روزنامه ايران ، شم 1242 ، ص 3 .
( 14 ) . همانجا .
( 15 ) . سيد محمد على داعى الاسلام ، از سادات نياكى لاريجان ، در 1295 قمرى در قريه نيارك ، از توابع لاريجان ديده به جهان گشود . پدرش سيد حسن نام داشت . تحصيلات مقدماتى را در آمل و تهران به پايان برد و در 1316 قمرى براى تكميل تحصيلات به اصفهان رفت و فقه و اصول و حكمت آموخت . در كنار آن به زبان انگليسى نيز آشنايى يافت و در رشته زبانشناسى شرق نيز معلومات كافى به دست آورد و زبانهاى اوستايى و سانسكريت را فراگرفت . او در دوران اقامت در اصفهان با علما و مبلغان عيسوى ( مسيحى ) به مباحثه پرداخته ، حاصل اين مباحثات را در مجله الاسلام به چاپ مىرساند . انتشار همين مباحثات سبب شهرت او گرديد و وى از سوى مظفر الدين شاه داعى الاسلام لقب گرفت . داعى الاسلام در 1324 قمرى به سفر حج رفت و در بازگشت حدود دو سال در بمبئى هندوستان توقف كرده ، به مباحثات خود با عيسويان ( مسيحيان ) آنجا ادامه داد و مجله دعوت الاسلام را منتشر كرد . در همان ايام مسلمانان حيدرآباد دكن او را به مباحثه با مبلغان عيسوى دعوت كردند و او سلسله مباحثات خود را گسترش داد و تمامى آنها را در مجلهء دعوت الاسلام منتشر ساخت . مجله مزبور در مدت كوتاهى مورد توجه مسلمانان هند و ديگر كشورهاى اسلامى قرار گرفت ، بهگونهاى كه آنان براى انتشار و پخش آن از هيچ كوششى فروگذار نبودند . پس از چندى ، داعى الاسلام بر اثر تقاضاى مكرر دانشپژوهان و با معرفى قنسول ايران در بمبئى به عنوان استاد دانشگاه دكن انتخاب شد و به تدريس زبان و ادبيات فارسى پرداخت و در كنار تدريس ، مطالعه و تحقيق را نيز ادامه داد و به تشويق پادشاه دكن به تدوين فرهنگ جامعى به نام « فرهنگ نظام » پرداخت و در طول نوزده سال پنج جلد از آن را منتشر ساخت و خدمت شايانى به زبان و ادبيات فارسى در هندوستان كرد . داعى الاسلام در شهريور 1321 بار ديگر به تهران آمد و بنا به دعوت سخنوران در محافل علمى و ادبى حضور يافت و سخنرانيهاى مؤثرى درباره مسائل اجتماعى و ادبى و تاريخى و دينى ايراد كرد . او چهار سال بعد دوباره به هندوستان سفر كرد و سرانجام در 26 آبان 1330 در هفتاد و پنج سالگى از دنيا رفت .
داعى الاسلام قريحهء شعرى هم داشت و اشعارى به سبك هندى مىسرود .
آثار به جا مانده از وى عبارتند از : اقبال و شعر فارسى ، تاريخ نادر شاه و ستاره ، خط آسان براى تعليم عمومى ، خط داعى ، خط لاتين براى فارسى ، سه مسمط ، شعر و شاعرى عرفى ، شعر و شاعرى عصر جديد ايران ، فرهنگ نظام ( در پنج جلد ) ، فرهنگنويسى ، ونديداد ( ترجمه قسمت سوم اوستا ) و مجلات الاسلام و دعوت الاسلام . الاسلام در رمضان 1320 منتشر شد و تا 1322 قمرى ادامه يافت و در طول اين مدت 24 شماره از آن انتشار يافت . با سفر داعى الاسلام به هندوستان انتشار الاسلام در اصفهان متوقف شد و داعى الاسلام پس از استقرار در بمبئى انتشار مجله را با همان سبك منتها با قطع بزرگتر و به دو زبان فارسى و اردو ادامه داد و آن را دعوت الاسلام نام نهاد . اولين شماره مجله مزبور در 1324 قمرى منتشر شد . از تعداد شمارگان منتشر شده دعوت الاسلام اطلاعى به دست نيامد . ( خلخالى ، تذكره شعراى معاصر ايران ، ج 2 ، صص 82 و 83 ؛ مرسلوند ، زندگينامه رجال و مشاهير ايران ، ج 3 ، ص 98 ؛ مهجورى ، دانشمندان و رجال مازندران ، صص 35 و 36 ؛ مهدوى ، تذكره شعراى معاصر اصفهان ، صص 185 و 186 ) .
( 16 ) . روزنامه ايران ، شم 1242 ، ص 4 .
( 17 ) . همانجا . ميرزا احمد خان متين الدوله كه بعدها شهرت دفترى برگزيد و بدان مشهور شد فرزند ارشد ميرزا محمود خان اعتضاد لشكر است . او در 1275 ش در تهران به دنيا آمد . پس از آنكه پدرش ملقب به عين الممالك شد ، او هم لقب اعتضاد لشكر گرفت و سمت لشكرنويسى فوجهاى دماوند و فيروزكوه و پياده سيستان و مظفر تبريز را عهدهدار شد .
تحصيلاتش را در مكتبخانه جدش وزير دفتر شروع كرده ، زبان عربى و ادبيات فارسى و جغرافيا و حسن خط را آموخت . سپس در مدرسه ايران و آلمان ، زبانهاى فرانسه و انگليسى و آلمانى را فراگرفت . زبان عربى و معارف اسلامى را هم نزد شيخ محمد عبده خواند . در سال 1293 ش به استخدام وزارت امور خارجه درآمد ؛ همزمان با شروع جنگ جهانى اول اخبار رويتر را در روزنامه عصر جديد ترجمه مىكرد . پس از جنگ به مجله علمى پيوست و پس از تعطيلى اين نشريه ، با روزنامههاى ستاره ايران و زبان آزاد هم همكارى كرد ، و از اعضاى فعال حزب دموكرات گرديد . وى در كابينهء وثوق الدوله ، با كمك عبد الرحمن بيك قنسول عثمانى در تهران ، طرح سجل احوال را تهيه و تسليم هيأت دولت كرد . از ديگر مشاغل او در اين هنگام رياست اداره عهود و جامعه ملل بود .
متين الدوله در تير 1300 ، به جاى ابو القاسم كحالزاده كه از كار كنار رفته بود ، منشى اول سفارت آلمان در ايران شد . سال بعد با حفظ سمت نماينده محمد مصدق والى آذربايجان ، در تهران شد و در 1305 ش از وزارت خارجه به وزارت دادگسترى آمد و رئيس اداره نظارت شد . در سال 1313 ش ، هم كه دانشگاه تهران تأسيس شد ، استادى كرسى حقوق جزاى خصوصى در آن دانشگاه را در عهده تصدى گرفت ، كه اين سمت را همچنان سالها در اختيار داشت . در 1314 ش به معاونت دادگسترى و