در ايران نشان مىدهد كه حد اقل تا اين زمان دولت استعمارى انگليس در ادامه شيوه سيطره سياسى خود بر ايران به دو گزينه ، يكى بالفعل ( حمايت از عوامل محلى و وابسته و پيشبرد سياستهاى انگليس با اين سرسپردگان ) و ديگرى بالقوه ( حمايت از اقدامات رضا خان در برچيدن قدرتهاى محلى و ايجاد يك قدرت مركزى وابسته ) مىانديشيدند ؛ كه در نهايت انديشه دوم به بار نشست . در واقع مىتوان گفت پس از كودتاى 1299 ، انگليس در رسيدن به يكى از دو گزينه ياد شده ، سياست صبر و انتظار را پيشه كرد و با مشاهده تكوين ارتشى كه مىتوانست قدرتهاى محلى وابسته را يكى پس از ديگرى به زانو درآورد ، به گزينه دوم رأى داد .
[ تصوير ] نقشه ايران
هامش
( 5 ) .FO E 10179 / 45 / 34 .