تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
سيد على محمد قمى در مقاله‌اى كه منتشر كرد با استناد به قرآن و احاديث استدلالاتى براى كشف حجاب كرده بود ، اينك لطف اللّه قمى حاضر است امروز ساعت چهار بعد از ظهر در مدرسه صدر براى رد آن استدلالات با وى مباحثه كند . در اين اعلان از علاقه‌مندان خواسته شده بود براى شركت و شنيدن اين گفت‌وگو به مدرسه يادشده بيايند . 5

* پاداش به بازماندگان

مسيو ويلن بلژيكى رئيس گمركات تنكابن و همسرش كه در اثر وقايع جنگل در سالهاى گذشته دچار سختى شده ، سپس در درياى خزر غرق شدند ، اينك وزارت ماليه به پاس خدمات او و رعايت حال بازماندگان ، به مجلس شوراى ملى پيشنهاد كرده است مبلغ ده هزار فرانك بلژيك به بازماندگان او تخصيص يابد . روزنامه اقدام ضمن چاپ اين خبر نوشت : « متحير هستيم چه بنويسيم ؛ ايتام گرسنه و لخت ما در كوچه دربه‌در و ماليه ما حاتم‌بخشى مىكند . » 6

* تصوير يك رجل ايرانى از ايران 1301

سيد حسين عدالت 7 در نامه‌اى كه امروز به سيد حسن تقىزاده رئيس هيأت اعزامى ايران به مسكو نوشت ، جدا از تعارفات معمول ، تصويرى كه از ايران ارائه داد چنين بود : « اوضاع اقتصادى ايران به وضعى است كه طلبكاران از مطالبهء حقوق شرم دارند و به جاى شكايت دلسوزى مىنمايند . اوضاع سياسى مملكت به مراتب بهتر از سابق است ؛ اگر حلّال مشكلات بگذارد . احزاب در ايران رسما باقى مانده هركسى كه هيچ مقامى ندارد يك ورق پاره‌اى به اسم روزنامه نشر نموده خود را نماينده فرقه به قلم مىدهد ؛ در صورتى كه مخارج روزنامه را از محلهاى نامشروع تحصيل مىنمايد . اخلاق ايرانى خصوصا محصلين كه در خارجه و داخله تحصيل كرده‌اند به كلى خراب است كه جز پول و فرار از وطن منظورى ندارند ، چنانچه سى سال پيش از اسم معارف و وطن هركس صحبت مىكرد مسخره مىشد حال هم همين طور است . ولى اشخاصى كه قبل از مشروطه يك صميميتى داشتند باقى هستند . مولودهاى بعد از مشروطه همه فاسد درآمدند مگر معدودى . » 8
هامش
( 1 ) . روزنامه شفق سرخ ، شم 60 ، صص 1 و 2 . ( 2 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 5 ، ص 5 . ( 3 ) . روزنامه ايران ، شم 1198 ، ص 1 . صهيونيسم در ايران براساس يك نظريه در 1910 م توسط گروهى از جوانان يهودى در همدان شكل گرفت . آنان اولين گروه تحقيق در زبان عبرى و نيز اولين روزنامه صهيونيستى ايران به نام « شالوم » را به سردبيرى مردخاى شالوم در 21 مارس 1915 / 5 جمادى الاول 1323 راه انداختند . در عيد پسح 1918 م با برگزارى مراسم بزرگداشت اعلاميه بالفور در شهرهاى مختلف ايران تشكيل « سازمان صهيونيست » به رهبر كهن صدق اعلام شد و به استحكام روابط تشكل‌هاى صهيونيستى در سراسر ايران اقدام گرديد . در جولاى 1919 اولين كنگره صهيونيست‌هاى ايران شكل يافت و « سازمان صهيونيست » كه توسط سازمان مركز لندن اداره مىشد تأسيس و عزيز اللّه نعيم دومين رهبر آن شناخته شد . پس از كودتاى نظامى 1921 م فعاليت صهيونيستها از طرف دولت ممنوع اعلام گرديد . و با تقاضاى رهبران آنان از جمله يهودا كوپليويتز مبنى بر ادامه فعاليتهاى صهيونيستى علىرغم فشار انگلستان موافقت نشد ، اما رفته‌رفته تشكيلات صهيونيسم جان گرفت و در شهرهاى مختلف شعبه تأسيس كرد و به فعاليتهاى خود كه عمدتا تشويق يهوديان ايران به مهاجرت به فلسطين بود ، پرداخت . ( فرزندان استر ( مجموعه مقالاتى . . . ، صفحات متعدد ؛ دايره المعارف فارسى ( مصاحب ) ، ج 2 ، صص 1598 و 1599 ) . ( 4 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 6 ، ص 114 . ( 5 ) . روزنامه اقدام ، شم 67 ، ص 2 . ( 6 ) . همان ، ص 3 . ( 7 ) . سيد محمد حسين عدالت فرزند سيد ابو تراب مجتهد سروستانى در 1310 ق در شيراز به دنيا آمد . از سن 10 سالگى تا اوايل نهضت مشروطيت در يكى از حجرات مدرسه خان شيراز به تحصيل علوم حوزوى پرداخت . در دوران مشروطيت از دست مرتجعين و مخالفان به سروستان رفت و به امور املاك پدرى رسيدگى كرد . اما در آنجا معاشرى نيافت ؛ به ناچار به زادگاهش بازگشت . در 1333 ق به عضويت حزب دموكرات شيراز درآمده ، چندى در آن فعاليت كرد . او در 1299 ش امتياز روزنامه‌اى به نام عدالت را گرفت و تا 1308 ش به انتشار آن همت گماشت كه به همان نام روزنامه‌اش نيز مشهور گرديد . روزنامه‌هاى الحديد ، خبر و آناديلى ( كه به زبان تركى چاپ مىشد ) ديگر نشرياتى است كه با مديريت او منتشر گرديد . سيد محمد حسين عدالت پس از تعطيلى روزنامه عدالت در 1308 ش به كار كشاورزى و اداره املاك پدرى اشتغال ورزيده ، چندى هم در تهران مديريت مدرسه‌اى را به عهده گرفت . خواب و خيال در مظالم استبداد و صد پند از نوشته‌هاى وى است . عدالت در 11 آبان 1330 در شيراز درگذشت . ( ركن‌زاده آدميت ، دانشمندان و سخن‌سرايان فارس ، ج 3 ، ص 605 ؛ صدر هاشمى ، تاريخ جرايد و مجلات ايران ، ج 4 ، صص 7 - 6 ) . ( 8 ) . نامه‌هاى تهران . . . ، صص 26 و 27 ؛ وى اين نامه را توسط ميرزا فضل اللّه خان نبيل الدوله نايب سفارت ايران در مسكو براى تقىزاده فرستاد .