تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦

* دستور رضا خان به تبليغ عليه بختياريها

رضا خان وزير جنگ در نامه‌اى كه امروز به اصفهان و براى رئيس اركان حرب لشكر جنوب فرستاد ، ضمن اعلام دريافت تلگراف اظهار تنفر حزب سوسيال دمكرات از بختياريها دستور داد : « به شما امر مىدهم تمام افكار عامه را در اصفهان بر ضد بختياريها تهييج نماييد . » 7

* گزارش نماينده سياسى ايران از جناح‌بنديهاى شهر كربلا

محمد حسن بديع كارپرداز دولت ايران در كربلا امروز در گزارشى كه به وزارت امور خارجه فرستاد جناح‌هاى مختلف موجود در كربلا را به نسبت موضع‌گيريهايى كه با دولت اشغالگر انگليس دارند يادآور شد . او اعتقاد داشت طرفداران انگليس در كربلا بيش از آزادىخواهان هستند ، اما در نجف اشرف اين مسئله برعكس است . نظر به اهميت اين گزارش متن كامل آن در پاورقى مىآيد . 8 [ تصوير ] نماى عمومى شهر كربلا

* خبرهاى سياسى سوادكوه

كارگزار مهام خارجه مازندران خبرهاى رسيده از سوادكوه را قابل تأمل دانست ؛ اول اين‌كه امير مؤيد 9 مشغول تجهيز نفرات خود است و بر شمار آنها مىافزايد . حكومت سوادكوه با اين‌كه با تصويب حكومت مازندران و « اجازه وزارت جنگ » به سلطان فضل اللّه خان واگذار شده ، اما « نظرياتى در اين حكومت . . . ملحوظ است ؛ پس از تكميل تحقيقات كه كاملا مطمئن شد به عرض مىرساند . » 10

* اظهار نادارى معتمد الدوله

معتمد الدوله ( اسماعيل مسعود ) پسر ظل السلطان امروز به رئيس اركان حرب لشكر جنوب نوشت كه پول ورثه را از ميراث به جا مانده از پدرش در بانك سوئيس پرداخت كرده كه مىتوانند از خواهران و برادران او سئوال كنند . « به‌طور جد و صريح عرض مىكنم در نتيجه اين مسائل ديگر دارايى براى بنده باقى نمانده كه در اركان حرب يا محل ديگرى حاضر نمايم . » 11 معتمد الدوله با اين جمله از پرداخت نيمى از وجه بانك سوئيس خوددارى كرد ؛ درحالىكه پيش از اين قول پرداخت آن را داده بود .

* تغيير سياست با شلاق

بنا به اطلاع رسيده از رشت مجتهدزاده مدير نشريه نداى گيلان كه امروز براى گردش به باغ سالاريه رفته بود ، توسط تنى چند از كمونيستهاى شهر دستگير و به بند كشيده مىشود . مجتهدزاده را به درخت مىبندند و با اين تهديد كه چون طرفدار اعيان و اشراف است و بايد چوب بخورد ، از او قول مىگيرند كه « روزنامه خود را ارگان كمونيست نمايد » و سپس آزادش مىكنند . 12
هامش
( 1 ) . روزنامه شفق سرخ ، شم 60 ، ص 2 . ( 2 ) . سازمان اسناد ملى ايران ، سند شم 293001553 ، آرشيو 108 ظ 2 ب آ ا ، شم ميكروفيلم ، 00100160 . ( 3 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 5 ، ص 6 . ( 4 ) . روزنامه ايران ، شم 1198 ، صص 1 و 2 . ( 5 ) . روزنامه ايران آزاد روزنامه‌اى بود با گرايش سياسى ، اجتماعى كه از 1300 ش در تهران منتشر مىشد . ايران آزاد از همان ابتدا با انتشار مقالات تند مورد توجه مردم قرار گرفت و به طرز كم سابقه‌اى خواننده پيدا كرد و به دليل چاپ مقالاتى عليه حكومت چند بار توقيف گرديد و مدير مسئول آن تبعيد شد . روزنامه ايران آزاد با مديريت و صاحب‌امتيازى سيد ابراهيم ضياء الواعظين انتشار مىيافت . سيد ابراهيم ضياء الواعظين در 22 خرداد 1237 در شيراز ديده به جهان گشود . تا بيست و پنج سالگى در زادگاهش به تحصيل پرداخت و تحصيلات قديم را تا حدود مدرسى آموخت و به كسوت روحانيت درآمد . همان ايام به هندوستان رفت و در كلكته با سيد جلال الدين مؤيد الاسلام مدير روزنامه حبل المتين همكارى كرد . در 1293 ش به ايران آمد و در ايام جنگ جهانى اول به دليل ايراد سخنرانىهاى ضد انگليسى در شيراز ، در 1295 ش با تسلط انگليسها به فارس مدتى توسط آنان زندانى گرديد . ضياء الواعظين پس از آزادى در اواخر سال 1295 ش به تهران آمد و در 1300 ش روزنامه ايران آزاد را انتشار داد و به نگارش مقالات تند و آتشين در آن روزنامه پرداخت . ايران آزاد براى اولين بار در آبان 1301 پس از آن نيز در دى 1301 براى مدت كوتاهى از انتشار بازماند . همين روزنامه در اواخر سال 1301 به دليل درج مقالات « وضعيت پوشالى - مجلس پوشالى - اكثريت پوشالى » و زير سئوال بردن حكومت احمد شاه قاجار و دولت وقت توقيف شد و ضياء الواعظين و همكارش موسوىزاده كه در روزنامه پيكار مقالات تندى عليه حكومت مىنوشت از سوى احمد شاه به محكمه فرستاده شدند . در محاكمهء مزبور ، كه در 10 بهمن 1301 تشكيل شد ، شيخ رضا دهخوارقانى ، حسين همدانى ، سيد هادى نورى ، شريعت‌زاده و شيخ على اكبر مازندرانى اعضاى هيأت حاكمه بودند . پس از پايان جلسه ، احمد شاه كه پى برد اين موضوع ممكن است وسيله تبليغات سوئى به دست دشمنانش بدهد و يا بر اثر اقدامى حاد جاروجنجالى برپا گردد به تبعيد ضياء الواعظين به سمنان و شيراز و موسوىزاده به يزد رضايت داد . در همان ايام ، فرخى يزدى در حمايت از ضياء الواعظين و موسوىزاده در روزنامه‌اش طوفان در مقاله‌اى با عنوان « در راه آزادى » از ضياء الواعظين و موسوىزاده حمايت كرد . ضياء الواعظين پس از دريافت حكم عازم سمنان و پس از مدتى رهسپار شيراز گرديد . در دوران تبعيدش در شيراز از سوى مردم و ايل قشقايى و در نتيجهء پافشارى صولت الدوله قشقايى به نمايندگى مجلس شوراى ملى در دوره پنجم انتخاب شد و در شهريور يا مهر 1302 به تهران آمد . او در دوره‌هاى ششم و هفتم نيز به نمايندگى از سوى مردم آباده در مجلس حضور داشت . ضياء الواعظين در اسفند 1302 انتشار روزنامه ايران آزاد را از سر گرفت اما گرفتاريهاى سياسى و اشتغال به امور نمايندگى مانع از آن بود كه وى ايران آزاد را به‌طور مرتب منتشر كند لذا تعداد شماره‌هاى منتشر شده روزنامه مزبور در طول حدود سه سال انتشار به صد و بيست شماره رسيد و متوقف شد . ايران آزاد دوباره از شهريور 1309 هر روز عصر ، به استثناى روزهاى تعطيل ، انتشار يافت و از آن به بعد به يكى از روزنامه‌هاى مهم و كثير الانتشار پايتخت تبديل گرديد . ايران آزاد در آخرين سال انتشارش ( 1310 ش ) روزهاى شنبه ، دوشنبه و چهارشنبه و در چهار صفحه به قطع بزرگ انتشار مىيافت . سردبير آن عرفان و مدير داخلى آن س . عبد الغنى بوده است . در اوايل سال 1311 ش ضياء الواعظين به انتشار سلسله مقالاتى با عنوان « اى مرد بزرگ » در ايران آزاد پرداخت و در آن مقالات از رضا شاه انتقاد كرد . درج اين مقالات به توقيف هميشگى روزنامه ايران آزاد انجاميد و ضياء الواعظين نيز كه دورهء نمايندگىاش پايان يافته بود از سياست كناره گرفت و گوشه‌نشينى اختيار كرد . او در 1315 ش براى تأمين معاش در
روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى ) — صفحة 296 | حسن فراهانى