ميدان بهارستان مغازه خواروبارفروشى باز كرد و سرانجام در 3 خرداد 1322 در تهران درگذشت . ضياء الواعظين در دوره نمايندگىاش به تأسيس مدرسه صنعتى فارس اقدام كرده ، خود نيز براى مدتى رياست آن را به عهده داشت . ( برزين ، شناسنامه مطبوعات ايران ، ص 67 ؛ پارس ، ( روزنامه ) ، شم 4356 ( ارديبهشت 1359 ) ، ص 3 ؛ صدر هاشمى ، تاريخ جرايد و مجلات ايران ، ج 1 و 2 ، صص 318 تا 324 ؛ مرسلوند ، زندگينامه رجال و مشاهير ايران ، ج 4 ، صص 237 تا 239 ) .
هامش
( 6 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 62 - 8 - 39 - 1301 .
( 7 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 5 ، ص 65 .
( 8 ) . « در جريانات سياسى حاليه راجع به رد وصايت انگليس و الغاء معاهده جديده جناب حجت الاسلام آقا سيد ابو الحسن اصفهانى داخل شدهاند ولى جناب حجت الاسلام آقاميرزا حسين نائينى بىطرفى اختيار فرمودهاند و آقاى فيروزآبادى از اول مسلكشان انزوا و گوشهگيرى بود و خود را در هيچ مخمصه داخل نمىكنند . اما آقايان علماء كربلا هيچ كدام با خيالات و افكار احرار همراه نيستند و اغلب با انگليسها روابطى دارند فقط خانواده مرحوم ميرزاى شيرازى و متعلقين ايشان با انگليسها مخالف و طرفدار آزادى و استقلال حكومت عراق هستند و جناب آقا ميرزا عبد الحسين پسر مرحوم آيت اللّه شيرازى در كربلا رئيس فرقه آزاديخواهان و از آقازادگان محترم مىباشند . اما اغلب ايرانيان كربلا به انگليسها متمايل و از حكومت عراقى متنفرند و اين نفرت را سوء سلوك مأمورين عراقى در ايرانيان توليد كرده ؛ اعراب كربلا نيز دو فرقه هستند يك فرقه طرفدار انگليس و آلت اجراى مقاصد آنها هستند . رئيس اين فرقه شيخ محمد على كمّونهزاده و برادرش شيخ فخر الدين است و اين شخص كه به شيخ فخرى معروف است آدم متحركى است و در زمان جنگ قشون ترك را از كربلا بيرون كرد و در زمان انقلاب رئيس آشوبطلبان بوده و چند ماهى در كربلا حكومت كرده ، علماى كربلا در جزو اين فرقه هستند و فرقه ديگر مخالف انگليس و طرفدار استقلال حكومت عراق هستند از پيشروان اين فرقه سيد قاسم رشتى نوه مرحوم آقا سيد كاظم رشتى است كه از علماى معروف شيخيه است . ميان سيد قاسم رشتى و شيخ محمد على كمّونهزاده علاوه بر اختلاف مسلك كينه ديرينه وجود دارد و هركدام از ايشان كه مسلط شوند از قتل و غارت و خراب كردن خانههاى همدگر كوتاهى نمىكنند چنانچه در انقلاب اخير شيخ فخرى خانه سيد قاسم رشتى را غارت و تاراج و خراب كرد . در كربلا بعضى از شيوخ عرب هست كه آنها نيز دو فرقهاند پاره [ اى ] با سيد قاسم رشتى همدست و بعضى ديگر با شيخ فخرى همداستان هستند و كليتا در كربلاى معلى طرفداران انگليس بيش از احرارند و در نجف اشرف مسئله برعكس است چون لازم بود عرض شد . » ( اسناد وزارت امور خارجه ، 79 - 3 - 16 - 1301 ) .
( 9 ) . اسماعيل خان سوادكوهى مشهور به امير مؤيد در 1233 ش ديده به جهان گشود . پدرش ابراهيم خان شعاع الملك نام داشت . تحصيلات خود را در دبيرستان دار الفنون به پايان رساند و در ابتداى جوانى به خدمت دربار درآمد . او در دوران سلطنت ناصر الدين شاه بسيارى از اوقات در تهران و جزو عملهء خلوت و شكار بود و رياست ايل سوادكوه و سوارهاى آنجا را برعهده داشت اما در دورهء مظفر الدين شاه از تهران به مازندران مهاجرت كرد و اغلب در مازندران ساكن بود و در آن خطه از نفوذ زيادى برخوردار بود . او در جريان مشروطه از قدرت حاكم طرفدارى مىكرد و پس از استقرار مشروطيت به گروه مشروطهخواهان پيوست . وى در دوره سوم مجلس شوراى ملى از سوى مردم سارى به نمايندگى انتخاب شد و در محرم 1334 كه قشون روس از سوى قزوين به تهران رهسپار بود و اغلب مليون در حال مهاجرت از تهران به قم بودند او به همراه شيخ ابراهيم زنجانى ، نماينده مردم زنجان در مجلس ، براى ضديت با قشون روس به سمت مازندران حركت كرد و اقداماتى انجام داد . در 1336 ق / 1297 ش در دوره نخستوزيرى حسن وثوق ( وثوق الدوله ) او و فرزندانش ( سهم الممالك و هژير السلطان ) را به تهران آورده ، مدتى تحت نظر قرار دادند . او پس از مدتى به مازندران انتقال يافت و بار ديگر در دورهاى كه رضا خان سمت وزارت جنگ را بر عهده داشت امير مؤيد را تحت الحفظ به تهران آورده ، به كرمانشاه تبعيدش كردند و فرزندانش نيز كشته شدند . وى سرانجام در 1311 ش بر اثر بيمارى سرطان ، چشم از جهان فروبست . گفته مىشود كه وى از خوانين معروف مازندران بود و سه بار قصد حمله به تهران و واژگونى حكومت وقت را كرد . شورش مرواه تپه هم كه در شب دوم تير 1305 روى داد بىارتباط با تيرباران فرزندان اسماعيل خان سوادكوهى نبوده است و رهبر شورشيان ، سروان لهاك خان ، از منسوبين امير مؤيد دانسته شده است . ( بامداد ، شرح حال رجال ايران در . . . ، ج 1 ، ص 126 ؛ مرسلوند ، زندگينامه رجال و مشاهير ايران ، ج 4 ، صص 78 - 76 ؛ يوسفى ، تاريخ تنكابن ، ج 1 ، صص 570 - 569 ) .
( 10 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 9 - 14 - 49 - 1301 .
( 11 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 2 ، ص 13 .
( 12 ) . روزنامه ايران ، شم 1200 ، ص 3 .