* مخالفت روحانيان نجف با وصايت انگليس بر عراق
در جلسهاى كه روحانيان نجف در مسجد هندى اين شهر برپا كردند ، با وصايت انگليس بر كشور عراق مخالفت كرده و خواستار لغو معاهده اخير بين عراق و انگلستان شدند .
محمد حسن بديع 11 كارپرداز ايران در كربلا در گزارشى كه امروز به ايران فرستاد ضمن اشاره به اين موضوع نوشت « آنچه در افواه شايع است در اين اجتماع سه مطلب تقاضا شده : برداشتن مستشاران انگليسى از دواير حكومت عراق ، تغيير اجزاى دربار ملك فيصل و تبديل كابينه عراق ، رفض و الغاء وصايت انگليسى و هرگونه معاهده كه مضر به استقلال عرب باشد . » 12
* انعكاس درخواست علماى اصفهان به رئيس مجلس
قوام السلطنه رياست وزراء امروز نسخهاى از تلگراف رسيده از علماى اصفهان را به امضاء « اتحاديه علماء » براى رياست مجلس شوراى ملى فرستاد . مؤتمن الملك هم كه پيش از اين چنين نامهاى از آقا شيخ نور اللّه اصفهانى و ديگر روحانيان اصفهان دريافت كرده بود نوشت كه قبلا به اين نامه پاسخ داده شده است .
[ تصوير ] از راست : آقانجفى و حاج آقا نور اللّه اصفهانى
در اين نامه علماى اصفهان خواستار لغو قانون جزاى عرفى و حفظ قوانين اسلامى شده بودند . « نسبت به اصل دوم قانون اساسى هم خاطرنشان شد كه مطابق مفاد اصل مذكور بايد خود آقايان علما انتخاب و اسامى را معرفى كنند تا انتخاب بشود . » 13 كه منظور همان نظارت پنج مجتهد بر تصويب قوانين بود .
* نبود نيروى نظامى در استرآباد و نگرانى حاكم
به دنبال انحلال سازمان ژاندارمرى و خروج عدهاى از آنها از استرآباد ، نزديك به 60 - 50 نفر قزاق براى محافظت از شهر مشغول به كار شدند ، اما « عباس خان امير پنجه براى شرارت تراكمه خيلى متوحش است . » اگر عدهاى نظامى براى كمك دادن به قواى موجود در شهر نرسند امكان دارد وى « از حكومت مستعفى » شود . او براى جبران اين كار مجبور شده 20 نفر از تركمانها را به عنوان قزاق به شهر آورده ، ماهى سه هزار تومان به آنها بدهد تا فقط از ديوانخانه محافظت كنند .
« شب و روز طايفه جعفربايى و آتابايى تاختوتاز دارند . » 14
* تخصيص اعتبار براى كشيدن راه
وزارت فوايد عامه در تصميمى تازه مقرر كرد صد هزار تومان از درآمد راههاى شمال براى ساخت و تعمير راهها اختصاص يابد . يكى از آنها جاده فيروزكوه - مشهدسر و ديگرى دماوند - آمل بود .
رئيس سابق طرق شمال مسيو تكاتكين و مهندس مسيو دهان مأمور شدهاند پس از بازديد و بررسى اين راهها گزارش دهند و پس از تصويب عمليات راهسازى شروع شود . اين كار پيش از زمستان بايد آغاز شود . در فصل زمستان تسطيح راه ورامين در دستور كار قرار دارد . 15
* تقاضاى معافيت گمركى
وزارت معارف در نامهاى به اداره كل گمركات تقاضا كرد اقلام وارداتى براى انستيتو پاستور شامل سرم و واكسن و ديگر مواد شيميايى مورد نياز اين مؤسسه از پرداخت ماليات گمركى معاف شود . 16
هامش
( 1 ) . عاقلى ، رضا شاه و قشون متحد الشكل ، ص 169 .
( 2 ) . براى آگاهى از زندگى سرتيپ ظفر الدوله ، ر . ك : همين كتاب ، ج 1 ، ص 463 .
( 3 ) . محمود پولادين به سال 1264 ش به دنيا آمد . پدرش سرهنگ حسن خان كفرى از قزاقخانه به علت سياسى اخراج شد . محمود پس از تحصيلات مقدماتى وارد مدرسه قزاقخانه شد . اما قبل از اتمام تحصيل اخراج گرديد .
با سازماندهى تشكيلات ژاندارمرى در 1290 ش وى به علت سابقه نظامىگرى به استخدام ژاندارمرى درآمد و پس از تحصيل در آموزشگاه ژاندارمرى با درجه نايب دومى ( ستوان دو ) به خدمت فراخوانده شد .
پولادين در جنگ جهانى اول به همراه عدهاى از افراد ژاندارم و افسران عازم غرب كشور شد . با افزايش نفوذ آلمانيها در تهران كه پيشروى نيروهاى روسى مستقر در قزوين به تهران را به دنبال داشت و منجر به مهاجرت نمايندگان مجلس و مليون شد همراه با مهاجرين به قصرشيرين رفت و در آنجا با همراهى افسران ايرانى ، شيلاندر افسر سوئدى ژاندارمرى را به اتهام ارتباط با كنسول انگليس در اصفهان دستگير كرد .
متعاقب همين كلنل پوپ افسر آلمانى ، پولادين و چندى از افسران ارشد هنگ اصفهان را بازداشت و به بغداد تبعيد كرد . با پايان جنگ جهانى اول در 1298 ش به ايران بازگشت . او به هنگام قيام مسلحانهء الموت ، فرماندهى ژاندارمرى قزوين را به عهده داشت و پس از كودتاى سيد ضياء الدين طباطبايى به مدت كوتاهى آجودان مخصوص او بود . وى در فروردين 1300 با درجه ماژورى ( سرگردى ) حاكم نظامى كرمانشاه شد و براى سركوب و دستگيرى صارم الدوله ، والى كرمانشاه به آنجا مأموريت يافت . در پاييز همان سال به عنوان فرمانده گروهان مسلسل از طرف دولت براى سركوب شورش اسماعيل آقا سيميتقو به آذربايجان رفت و در شرفخانه مستقر شد . در همين هنگام ماژور ابو القاسم لاهوتى افسر سابق ژاندارم با ميانجىگرى مخبر السلطنه هدايت والى آذربايجان به خدمت ژاندارمرى پذيرفته شد و به معاونت پولادين منصوب و به جبهه خوى اعزام گرديد . در چهارم آذر 1300 ادغام نيروهاى قزاق و ژاندارم از يك سو و شكست نيروى ژاندارم از افراد سيميتقو و دشواريهاى ناشى از عدم پرداخت جيره و مواجب سربازان از سوى ديگر ، اعتراض ژاندارمها به پولادين را برانگيخت و شورشيان به سركردگى لاهوتى در دهم بهمن همان سال پولادين و ساعد الملك حاكم شرفخانه و رئيس تلگرافخانه را بازداشت و به سوى تبريز حركت كردند . قيام در بيستم بهمن سركوب