شد و لاهوتى به شوروى فرار كرد . پولادين پس از آزادى و شركت در عمليات سركوب سيميتقو در آذر 1301 به دستور سردار سپه ، به عضويت كميسيون نشان ذو الفقار درآمد . او در سال بعد از سوى امير لشكر امير احمدى ، حاكم نظامى خرمآباد شد و در 1303 ش در كميسيون نشان جنگى سپه عضويت يافت . محمود پولادين در 1304 ش با ارتقاء به درجه سرهنگى به فرماندهى هنگ پهلوى منصوب شد و در تاجگذارى رضا شاه ، عنوان آجودانى شاه را گرفته ، از افسران نزديك به شاه محسوب شد . وى در شهريور 1305 به جرم توطئه كودتا بر ضد رضا شاه دستگير گرديد . ظاهرا دسيسههاى كينهتوزانه محمد درگاهى رئيس نظميه در اين ميان نقش اساسى داشت و سرانجام سرهنگ محمود پولادين پس از يك دادگاه نظامى فرمايشى در نيمههاى شب 24 بهمن 1306 در باغشاه تيرباران شد . ( دانشنامه جهان اسلام ، ج 5 ، صص 803 تا 805 ؛ عاقلى ، شرح حال رجال سياسى و . . . ، ج 1 ، صص 383 تا 387 ) .
[ تصوير ] محمود پولادين
هامش
( 4 ) . ابو الحسن پورزند فرزند صمصام السلطان در تهران ديده به جهان گشود .
تاريخ تولد وى حدود 1267 شمسى بوده است . تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاهش گذراند و در بيست سالگى وارد مدرسه افسران ژاندارمرى شد و درجه افسرى گرفت . او در ژاندارمرى در واحدهاى مختلف به فرماندهى دسته و گروهان رسيده در 1287 ش كه جنگ جهانى اول روى داد و موضوع مهاجرت پيش آمد و دولت موقتى در كرمانشاه تشكيل گرديد ، ابو الحسن در زمره افسرانى بود كه به منظور پيوستن به مهاجرين با واحدهاى تحت فرماندهىشان به سمت كرمانشاه حركت كرد . او در بين راه در شورآباد قم مستقر گرديد و با نيروى قزاق روس به جنگ پرداخت و با اين اقدام ورود روسها را به قم براى چند روز به تأخير انداخت و تلفات سنگينى به قواى روس وارد آورد . آنگاه دوباره به سوى كرمانشاه به راه افتاد اما در بين راه در كنگاور بار ديگر با قواى روس روبهرو شد و به مقابله پرداخت و به شدت مجروح گرديد . پس از انتقال به بيمارستان در اثر كمبود لوازم پزشكى به آلمان انتقال يافت و در مونيخ تحت عمل جراحى قرار گرفت و پاى راستش شش سانتىمتر از پاى چپش كوتاهتر شد . در 1300 ش با درجه سرهنگى وارد ارتش شد و به فرماندهى يك قسمت از نيروهاى اعزامى به آذربايجان منصوب گرديد .
در سال 1301 ش در جنگ با سيميتقو و فتح قلعهء چهريق فرمانده واحد نظامى در شرفخانه بود . او در سال 1302 درجه سرتيپى گرفت و فرمانده تيپ لرستان شد و سال بعد در جريان حمله سردار سپه به خوزستان براى سركوبى شيخ خزعل ، براى جلوگيرى از پيوستن احتمالى والى پشتكوه به شيخ خزعل راهى آن ديار شد . پورزند در 1307 ش در آغاز شورش عشاير فارس فرمانده تيپ مستقل فارس شد و پس از مدت كوتاهى به فرماندارى نظامى لارستان و خمسه رسيد . پس از آن نيز در سمتهايى چون حكمران لرستان ، فرمانده لشكر آذربايجان ، رياست اداره دادرسى ارتش ، رياست قورخانه و رياست اداره اصلاح نژاد اسب ايفاى نقش كرد و در 1321 به درجه سرلشكرى ارتقا يافت . در جريان جنگ جهانى دوم به فرماندهى نيروهاى آذربايجان منصوب شد . در شهريور همان سال به جرم طرفدارى از آلمانها از سوى متفقين دستگير و در اراك زندانى گرديد . حبس او حدود دو سال به طول انجاميد . پس از آزادى ، در 1324 ش به دنبال تسليم لشكر آذربايجان به پيشهورى و توقيف سرتيپ درخشانى ، پورزند به فرماندهى لشكر آذربايجان رسيد و با چند واحد به سمت تبريز به راه افتاد اما در بين راه قواى نظامى روسيه حركت او را مانع شدند . او در قزوين ستاد لشكر را تأسيس كرد و چون در مذاكره با روسها توفيقى به دست نياورد به تهران بازگشت . او سرانجام در 1326 ش از دنيا رفت . ( « درگذشت يك فرزند رشيد ايران » ، . . . ، ص 6 ؛ عاقلى ، شرح حال رجال سياسى و . . . ، ج 1 ، صص 380 و 381 ؛ لارودى ، اسد اللّه ، اسيران ، ص 318 ) .
( 5 ) . يكرنگيان ، سيرى در تاريخ ارتش ايران . . . ، صص 329 و 330 .
( 6 ) . سازمان اسناد ملى ايران ، سند شم 293001553 ، آرشيو 108 ظ 2 ب آ ا ، شم ميكروفيلم ، 00100160 .
( 7 ) . روزنامه ايران ، شم 1195 ، صص 1 و 2 .
( 8 ) . مدرس در پنج دوره تقنينيه ، ج 1 ، ص 311 .
( 9 ) . روزنامه اقدام ، شم 65 ، ص 2 .
( 10 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 5 ، صص 11 و 12 .
( 11 ) . محمد حسن بديع ملقب به نصرت الوزاره فرزند ملا رضا بهبهانى در 1251 ش در كاظمين متولد شد . او تحصيل را در زادگاهش آغاز كرد و با زبان فرانسه نيز آشنا شد . مقارن مشروطيت در ايران براى روزنامه حبل المتين در كلكته مقالاتى تند و مهيج مىنگاشت و در بصره نيز جمعيت ايرانيان را تشكيل داد و پس از خلع محمد على شاه از سلطنت ، جشن باشكوهى در بصره برپا كرد . وى كه اديب و شاعرى توانمند بود در تهران در بهمن 1297 نايب رئيس يك انجمن ادبى شد كه فرج اللّه بهرامى رياست آن را برعهده داشت و ديگر اعضاى آن عبارت بودند از رشيد ياسمى ، سعيد نفيسى ، عباس اقبال . محمد حسن بديع در 1293 ش منشى كنسول ايران در بادكوبه شد و اين شايد اولين مأموريتش پس از استخدام در وزارت خارجه بود . او از 1300 تا 1302 ش كنسول ( كارپرداز ) ايران در كربلا بود و سپس از آبان 1302 تا تير 1304 و نيز از دى 1306 تا خرداد 1311 اين مسئوليت را در بصره برعهده داشت و در عين حال از آبان 1305 تا مهر 1307 به عنوان ژنرال كنسول ( كارپرداز ارشد ) ايران در بغداد بود . ظاهرا او در بين سالهاى 12 - 1311 ش حكمران ملاير شد و از آن پس در بهمن 1312 به سركنسولى ايران در هرات منصوب شد و تا فروردين 1315 در اين منصب بود . محمد حسن بديع در 1316 ش در تهران درگذشت . او آثارى در ادبيات داستانى دارد و نيز ديوان اشعارش منتشر شده است . ( معلم حبيبآبادى ، مكارم الآثار در احوال رجال . . . ، ج 4 ، صص 1403 - 1404 ؛ برقعى ، سخنوران نامى معاصر ايران ، ج 1 ، ص 498 ؛ « سياستمداران ايران در اسناد محرمانه وزارت . . . ، ص 783 ) .
( 12 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 115 - 3 - 16 - 1301 . شايد اين جلسه اشاره به گزارش پنجم مرداد منتخب الدوله باشد . از آنجا كه ممكن است اين نشست ديگرى باشد خبر آن درج مىگردد .
( 13 ) . صفايى ، نخستوزيران ، ج 1 ، ص 164 .
( 14 ) . مقصودلو ، مخابرات استرآباد . . . ، ج 2 ، ص 824 .
( 15 ) . روزنامه اقدام ، شم 64 ، ص 2 .
( 16 ) . همانجا .