* ويژگىهاى حكمرانى در مناطق مركزى
در نامهاى كه حيدر قلى ميرزا قاجار امروز به عباس ميرزا سالار لشكر حاكم بروجرد و لرستان نوشت ، يادآور شد كه ورود اردوى نظامى همراه با توپخانه به اين منطقه تأثيرات بسيارى در امنيت اين نواحى داشته است ، اما تدابير من را نبايد از نظر دور داشت . حيدر قلى كه از ملاير اين نامه را نوشته بود خاطرنشان كرد جمعآورى رؤساى طوايف و خوانين محلى و تابع كردن آنها به دولت مركزى اتفاق كوچكى نبوده است .
كدخدايان حاضر شدهاند آنچه از اموال مسروقه نزد افراد ايلات آنها بوده ، جمعآورى كرده ، پس بدهند ؛ ماليات خود را هم دادهاند . وى تأكيد كرد اينجا مثل بقيه ولايات نيست كه بتوان بدون امكانات حكمرانى كرد . « ناهار به قدر كفايت ، عبا و خلعت ، پذيرايى از واردين چهل - پنجاه نفر و غيره و غيره از لوازم مخصوصه است . » او اضافه كرد « من حقوق خود و اجزاء حكومتى را صرف اين امور كردهام و بيش از اين ديگر امكان ندارد . وسايل بقاى بنده را براى خدمتگزارى فراهم نماييد . » 7
هامش
( 1 ) . روزنامه ايران ، شم 1185 ، صص 1 و 2 .
( 2 ) . روزنامه اتحاد ، شم 212 ، ص 2 .
( 3 ) . ذوقى ، تاريخ روابط سياسى ايران . . . ، صص 506 و 507 ؛ آنچه مسلم است دولت ايران تصميم مىگيرد بر خلاف خواست انگلستان اين نيرو را به حوزه استحفاظى دولت انگلستان يعنى خوزستان ارسال دارد . پيش از اين برخى از خوانين بختيارى براى اينكه كاملا در مدار انگليس نباشند گاه با حرف و گاه با عمل به سوى دولت مركزى جلب شده بودند ، ولى اين كوشش به آن حد نبود كه آنها را از همپيمانى با دولت انگليس - به ويژه منافعى كه در حوزههاى نفتى داشتند - دور سازد . به همين دليل بود كه وقتى قواى نظامى دولت از اصفهان به طرف خوزستان حركت كرد « بختياريها پيشنهاد بسيج نيروهاى خود را براى مقابله با نيروى اعزامى كردند ، ولى لورن معتقد بود كه بسيج نيروهاى طوايف بايد به عنوان اقدام نهايى مورد توجه قرار گيرد . » موضوع به انگلستان كه منعكس شد ، وزارت خارجه بريتانيا هم از لورن خواست كه دولت ايران را وادار كند از مداخله در خوزستان خوددارى كند . » ( همان ) به هر دليل ايران تصميم خود را براى گسيل اين نيروى 200 نفره به خوزستان گرفته بود . سندى در دست است كه با وجود فقد صفحه اول آن اين تصميم دولت را به خوبى بيان مىكند . اين نامه به امير لشكر جنوب با رئيس اركان حرب لشكر جنوب نوشته شده است و با شماره 550 امضاى رضا خان وزير جنگ را در پاى خود دارد . « در مقابل اعتراضات ، دولت تاكنون قشون خود را احضار نموده و مىگويند اگر دولت ايران قشونى به آن نواحى اعزام دارد ما نيز ناچار خواهيم بود براى حفظ و حراست معادن نفت از شرارت و مخالفتهاى ايلات و عشاير بر عده قواى خود بيفزاييم . بنا به نظريات فوق فرستادن قشون به اين نقاط در درجه اول اهميت مىباشد و چون قواى لشكر جنوب براى انجام اين مقصود مكفى نيست امر داده شد يك قسمتى از لشكر مركز به كمك قواى جنوب اعزام گردد ، ولى براى اينكه اجراى اين تصميم با مشكلاتى مواجه نشود لازم است تا رسيدن اين عده به اصفهان شما به وصول اين حكم با نهايت حزم و احتياط به طورى كه احدى از نقشه شما آگاه و مخبر نشود مخفيانه در تحت امر يكى از صاحبمنصبان ارشد و مجرب و لايق خودتان شروع به تمركز قوا در بهبهان نموده و تدريجا پستهاى خودتان را در حدود نواحى معادن و محلهايى كه لوله كشيده شده است مستقر داريد و قوايى كه از مركز مىرسد ، در قمشه تمركز داده منتظر دستورات ثانوى باشيد . » ( اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 6 ، ص 52 ) تاريخ اين سند هم به دليل نبود صفحه اول مشخص نيست ولى به احتمال قوى به اواخر تير و اوايل مرداد و پيش از حادثه شليل مربوط است .
( 4 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 5 ، ص 81 .
( 5 ) . روزنامه ايران ، شم 1185 ، ص 3 .
( 6 ) . روزنامه شفق سرخ ، شم 53 ، ص 3 .
( 7 ) . فرمانفرما ، گزيدهاى از مجموعه اسناد . . . ، ج 3 ، ص 1049 و 1050 .