« حالات و وضع آذربايجان ، من جمله مراغه ، از هر جهت غير مرتب و امنيت ندارد كه 22 شهر ذيقعده اسماعيل خان امير لشكر كه خودش هم ايالت است ، با عدهاى قشون نظامى وارد قراويران و مياندوآب شده ، هنوز قشون دولتى به طرف ساوجبلاغ حركت نكردهاند . اسماعيل خان يك نفر صاحبمنصب در سر قشون معين كرده ؛ گذاشته و خودش به تبريز رفت . اشخاص كه عبارت [ از ] سردار العشاير [ كذا فى الاصل ] و عدل الدوله و سالار محتشم و حاجى ناظم باشد و در زمان ايالت آقاى مصدق السلطنه محبوس بودند ، هنوز در توقيف هستند و عملشان تسويه نيافته . » 4
* حكم به تخصيص نيمى از ارثيه ظل السلطان به رضا خان
رضا خان وزير جنگ امروز در حكمى به رئيس اركان حرب لشكر جنوب نوشت كه « راجع به وجوهات ارثيه مرحوم ظل السلطان كه شاهزاده اسماعيل ميرزا معتمد الدوله بايد بدهد لازم است مسبوق باشيد كه نصف تمام آن وجه كه در آنجا [ ناخوانا ] در مركز حاضر مىنمايد بايد براى مصارف مخصوص به من تخصيص داده شود ولى قبلا در اين موضوع نبايد به آنها اظهارى بكنيد . پس از آنكه تمام وجه را در اركان حرب جنوب [ ناخوانا ] حاضر كرد اعلان كنيد كه نصف آن مطابق حكمى كه در دست داريد متعلق به وزارت جنگ است . » 5
* تحصن فروشندگان سيگار در رشت
بنابر گزارش رسيده از رشت هيأت سيگارفروشان به جهت ناتوانى در پرداخت ماليات كار خود را تعطيل و به تلگرافخانه آمده در آنجا تحصن كردهاند . آنها در تلگرامى به مركز خواستار رسيدگى به مضايق كارى خود شدهاند . 6
* تبرئه معين الرسائل
معين الرسائل حاكم ايوانكى كه در پى شكاياتى كه از او به عمل آمده بود به مركز احضار شده بود ، پس از رسيدگى در كميسيون حكومت نظامى ، اتهامات وارد شده به او بىربط تشخيص داده شد . وى به زودى به مقر حكومتى خود بازخواهد گشت . 7
* مذاكره براى حمل كالاهاى ايرانى
عصر امروز كميسيونى مركب از رهبر نماينده وزارت امور خارجه ، فطن السلطنه 8 نماينده وزارت فوايد عامه و نمايندگان سفارت روس و تجارتخانه ونشترك با حضور وزير فوايد عامه تشكيل شد تا درباره حمل كالاهاى تجارى ايران به بازار مكاره روسيه مذاكره و تصميماتى گرفته شود . 9
* ورود قواى نظامى به گلپايگان
امروز قواى نظامى اعزام شده از لشكر جنوب به فرماندهى سرهنگ ضياء الدين خان وارد گلپايگان شد . آنها ورود خود را به اطلاع امير لشكر غرب رساندند . 10 وظيفه اين نيرو سركوب اشرار زلّقى بود
هامش
( 1 ) . روزنامه ايران ، شم 1184 ، ص 2 .
( 2 ) . همانجا .
( 3 ) . همانجا .
( 4 ) . فرمانفرما ، گزيدهاى از مجموعه اسناد . . . ، ج 3 ، صص 1047 تا 1049 .
( 5 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 5 ، ص 53 .
( 6 ) . روزنامه اتحاد ، شم 210 ، ص 1 .
( 7 ) . همان ، ص 2 .
( 8 ) . فطن السلطنه يا محمد على مجد فرزند محمد مجد الكتاب در 1275 ش در قزوين متولد شد ؛ تحصيل را در قزوين آغاز كرد و از مدرسه علوم سياسى در تهران فارغ التحصيل گرديد ؛ پس از آن در 1295 ش به عنوان متصدى رمز دفتر نخستوزيرى وقت به كار پرداخت ؛ سپس به وزارت فوائد عامه رفت و مدتى كفيل معاونت دايره فلاحت شد و پس از آن تا 1300 ش كه به شيلات درياى خزر مأمور شد ، مناصب مختلفى را عهدهدار شد . او در 1301 ش رئيس دايره تجارت و صنايع و امتيازات وزارت فوائد عامه شد ؛ در 1305 ش رئيس اداره كل تجارت گرديد و مدتى نيز رئيس دانشكده فلاحتى كرج ، رئيس دفع ملخ غرب كشور و رئيس ادارات مختلف در اين وزارتخانه بود تا اينكه در 1317 ش با سمت معاون وزير ، رئيس ميسيون اقتصادى ايران در اروپا گرديد و براى خريد كارخانه ذوبآهن راهى آلمان شد اما به علت جنگ جهانى دوم مأموريتش نيمهكاره رها شد . محمد على مجد در 1319 ش به فرماندارى رشت و سپس در 1322 ش به استاندارى مازندران منصوب شد . او در مجلس چهاردهم شوراى ملى ( اسفند 1322 تا اسفند 1324 ) به نمايندگى از قزوين برگزيده شد ؛ در 1329 ش مدتى استاندار گيلان شد . فطن السلطنه در اسفند 1332 به عنوان سناتور انتخابى از قزوين به مجلس سنا رفت و تا 1336 ش عضويت آن مجلس را داشت . وى مردى صاحب ثروت و مكنت بود اما در اواخر عمر وضع مالى خوبى نداشت و با استقراض از بانكها كار خود را جريان مىداد و سرانجام نيز در 80 سالگى ( 1355 ش ) در تهران درگذشت . جنازهاش را در شاهزاده حسين قزوين به خاك سپردند . از او كتابى با عنوان « گذشت زمان » كه دربرگيرنده خاطرات اوست منتشر شده است . ( مجد ( فطن السلطنه ) ، گذشت زمان ، ج 1 ، صفحات متعدد ؛ عاقلى ، شرح حال رجال سياسى و . . . ، ج 3 ، ص 1359 ) .
( 9 ) . روزنامه شفق سرخ ، شم 53 ، ص 3 .
( 10 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 5 ، ص 51 .