سالار حشمت سوادكوهى معروف به امير اكرم به حكمرانى مازندران منصوب شد . 6 گفته مىشود كه حكم انفصال حكومت اقتدار الدوله از مازندران و نصب اميراكرم توسط رضا خان صورت گرفت . دخالت او در امور وزارت داخله مناقشه او با قوام السلطنه را آغاز كرد . 7
* ادامه تحصن در سفارت روسيه
تحصنكنندگانى كه از ابتداى سال جارى در سفارت روسيه شوروى دست به اين اقدام اعتراضآميز زده بودند همچنان در آن محل حضور دارند . « از طرف سفارت دولت ساويت روسيه با هيأت دولت مذاكراتى شده و خاتمه دادن به تحصن آنان را خواستار شده ولى هنوز از طرف دولت جوابى داده نشده است . » تحصنكنندگان در مجلس شوراى ملى پس از پايان تحصن خود كه بعد از روى كار آمدن دولت قوام السلطنه بود ، جمعيت تازهاى به نام « جمعيت دادخواهان » تشكيل دادهاند كه به زودى مرامنامه خود را منتشر خواهند كرد . 8
* انتخاب نمايندگان رشت
بنابر تلگرام ارسالى از رشت ، نمايندگان رشت در مجلس شوراى ملى مشخص شدند . پس از شمارش آراء سپهدار اعظم و سردار معتمد 9 با اكثريت آراء به نمايندگى رشت انتخاب شدند . 10
* نمايشگاهى براى كالاهاى ايرانى
براى ترويج منسوجات ايرانى و تشويق مردم براى خريد آنها محتشم السلطنه وزير معارف و اوقاف تصميم گرفته است نمايشگاهى بدين منظور برپا دارند و تكيه دولت براى اجراى اين منظور انتخاب شد . پس از بازديد وزير از تكيه دولت تصميم گرفته شد تعميرات لازم براى اين كار صورت گيرد و مبلغ سيصد تومان براى تصويب به هيأت دولت پيشنهاد شد كه بازسازى آن شروع شود . 11
* تأسيس مدرسه تجارت
بنا به دستور قوام السلطنه رئيس الوزراء ، وزارت ماليه موظف شد براى تأسيس يك باب مدرسه تجارت در تبريز به اداره ماليه آن شهر دستور دهد كه ماهيانه ششصد تومان براى مصارف آن مدرسه اختصاص دهد . 12
* اختلاف و درگيرى ميان خوانين طالش و نمين
براساس گزارشهاى رسيده از منطقه ، اختلاف ميان خوانين طالش و نمين بالا گرفته و تبديل به درگيريهايى شده كه در اثر آن سردار ناصر نمينى به قتل رسيده است . 13
* انتصاب حكمران تازه گيلان
وثوق السلطنه 14 حكمران گيلان و معاون او از حكومت گيلان بر كنار و به جاى او نير السلطان منصوب شد . « تلگرافات رسمى ايشان از وزارت داخله صادر و مخابره شده است . » تا رسيدن نير السلطنه به گيلان قوام السلطنه دستور داد مؤيد حضور كارگزار گيلان به عنوان كفيل حكومت مشغول كار باشد . 15 اين جابهجايى براى مأموران سياسى انگليس جالب بود چون نوشتند : بالاخره تحت فشار مداوم سفارت شوروى حكومت مركزى وثوق السلطنه را بر كنار كرد و قرار است نير السلطان كه به طرفدارى از روسها شهرت دارد به عنوان والى گيلان جانشين وى شود . 16
* خروج كارمندان جزء دربار از اعتصاب
پس از اعتصاب كارمندان جزء دربار ( ر . ك : 17 تير ) سه ماه از حقوق معوقه آنها پرداخت شد و امروز از اعتصاب و تحصن باغ گلستان خارج شده و مشغول كار شدند . براى پرداخت حقوقهاى عقبافتاده نظميه نيز مبلغ 35 هزار تومان به آن اداره اختصاص يافت . 17
هامش
( 1 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 7 - 5 - 30 - 1301 .
( 2 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 6 ، ص 26 .
( 3 ) . همان ، پ 6 ، ص 19 .
( 4 ) . گاهنامه پنجاه سال . . . ، ج 1 ، ص 21 .
( 5 ) . رحمانيان ، چالش جمهورى و سلطنت در ايران ، ص 109 .
( 6 ) . روزنامه ايران ، شم 1175 ، ص 2 .
( 7 ) . مكى ، تاريخ بيست ساله ايران ، ج 2 ، ص 137 .
( 8 ) . روزنامه اقدام ، شم 55 ، ص 3 .
( 9 ) . صادق خان اكبر مشهور به سردار معتمد فرزند حاج ميرزا مهدى خان گيلانى در 1251 ش متولد شد . او از ملاكين درجه اول گيلان به حساب مىآمد كه ازدواج با دختر اكبر خان بيگلربيگى - عمويش - در اين كسب ثروت بسيار مؤثر بود . صادق اكبر در 1310 ق لقب محتشم الملك دريافت كرد و هفت سال بعد موقعى كه مظفر الدين شاه عازم سفر اروپا بود با دادن پيشكش قابل ملاحظهاى به « سردار معتمد » ملقب گرديد . بعد از مشروطه با كمكهاى مالىاش با مشروطهخواهان همراهى كرد و در دورههاى سوم ( آذر 1293 - آبان 1294 ) ، چهارم ( تير 1300 - مرداد 1302 ) ، پنجم ( بهمن 1302 - بهمن 1304 ) و هشتم ( آذر 1309 - دى 1311 ) نماينده گيلان در مجلس شوراى ملى بود . سردار معتمد در كابينه سپهدار اعظم ( فتح اللّه اكبر ) در آبان 1299 به وزارت پست و تلگراف منصوب شد و تا سوم اسفند 1299 در اين منصب بود . سردار معتمد ( صادق اكبر ) در دى 1311 در تهران درگذشت . ( عاقلى ، شرح حال رجال سياسى و . . . ، ج 1 ، صص 170 - 169 ؛ اطلاعات ، س 7 ، شم 1795 ( 10 دى 1311 ) ، ص 1 ) .
( 10 ) . روزنامه اقدام ، شم 55 ، ص 3 .
( 11 ) . روزنامه ايران ، شم 1175 ، ص 2 .
( 12 ) . همانجا .
( 13 ) . همانجا .
( 14 ) . مهدى دادور مشهور به وثوق السلطنه فرزند ميرزا موسى وزير لشكر در 1257 ش متولد شد . تحصيلاتش را در تهران انجام داد و مدتى لشكر نويسباشى قشون استرآباد شد . در تير 1288 پس از آنكه محمد ولى خان تنكابنى ( سپهدار اعظم ) رئيس الوزراء و وزير جنگ شد او را به رياست محاسبات كل قشون ( وزارت لشكر ) منصوب كرد و از اين پس او در مناصب مختلف شاغل بود و مدتى نيز معاونت وزارت جنگ را عهدهدار شد تا اينكه در كابينه مشير الدوله ( تير - آبان 1299 ) منصب وزارت جنگ يافت ؛ اما پس از كودتاى اسفند 1299 دستگير شد . پس از آزادى مدتى حكمران رشت بود و در اسفند 1300 با حكم رئيس الوزرا والى گيلان شد و راهى آنجا گرديد اما طولى نكشيد كه با دخالت روسها در اواخر تير 1301 از ولايت گيلان معزول شد و به تهران بازگشت . سپس مدتى والى فارس و در 1303 ش به كرمان رفت و چندى نيز والى خراسان بود . او در دورههاى هشتم تا سيزدهم مجلس شوراى ملى وكيل تهران بود و در برخى از مجالس به عنوان نايب رئيس انتخاب مىشد . وثوق السلطنه ( مهدى دادور ) در 1323 ش استاندارى فارس و سپس آذربايجان را برعهده داشت . وى در 26 مرداد 1326 در تهران درگذشت . ( عاقلى ، شرح حال رجال سياسى و . . . ، ج 2 ، ص 651 ؛ جنبش ميرزا كوچك خان بنابر . . . ، صص 130 و 137 و 152 و 165 ؛ اطلاعات هفتگى ، س 8 ، شم 369 ( شهريور 1327 ) ، ص 6 ) .
( 15 ) . روزنامه ايران ، شم 1176 ، ص 2 .
( 16 ) . جنبش ميرزا كوچك خان بنابر . . . ، صص 164 و 165 .
( 17 ) . روزنامه ايران ، شم 1176 ، ص 2 .