نمايند . » 7 منابع انگليسى هم نوشتند كه نيروهاى دولتى مستقر در آذربايجان خود را براى حمله نهايى به قواى سيميتقو آماده مىكنند . 8
* ضبط اسلحههاى سردارعشاير در آبخواره
بنا به گزارش ايالت آذربايجان اسلحه و مهماتى كه در اختيار سردارعشاير قراچهداغى بوده و مأموران دولتى آنها را در آبخواره به دست آوردهاند بدين شرح است : تفنگ 845 قبضه ، باترى پنجاه تير و شصت تير دو عراده ، ديناميت دو بار شتر ، فشنگ سه و پنج تير يك بار شتر و . . . پس از ارائه اين فهرست دو مأمور ايالتى نيز به قراچهداغ و آبخواره رفته تا مقدار اين مهمات را تأييد كنند . سردارعشاير اين سلاحها را از خوانين اطراف ، نيروهاى شكستخورده آن منطقه ، ارامنه پناهنده شده به اين ناحيه در دو سال گذشته و . . . جمع كرده بود . ظاهرا سلاحهاى ديگرى هم هست كه هنوز كشف نشده است . 9
* استعفاى مصدق السلطنه
مصدق السلطنه براى بار دوم استعفا داد . والى آذربايجان استعفاى خود را تقديم قوام السلطنه رئيس الوزراء كرد اما مورد پذيرش قرار نگرفت . 10 منابع ديگر استعفاى مصدق را بيستم تير نوشتهاند و علت آن را چنين توضيح دادهاند كه وى به دليل مداخله قشون و در واقع وزير جنگ در امور ايالتى و عدم مشورت با او استعفا داد . 11 اما در نهايت قوام السلطنه با استعفاى مصدق موافقت مىكند ، چرا كه پس از او امان اللّه جهانبانى با عنوان كفيل ايالت آذربايجان عهدهدار امور مىشود .
طرفه اينكه در همين روز استعفا از وزارت داخله به « ايالت جليله آذربايجان » تلگراف مىشود كه « راجع به لزوم پرداخت استقراض سابق قشونى . . . از مقام رياست وزراء عظام به ماليه تأكيد شد كه زودتر پرداخت » شود . 12
* اسلام و بريتانيا
روزنامه تايمز در شماره امروز خود مقالهاى با عنوان « اسلام و بريتانيا - دلايل بىاعتمادى ايران و تركيه » به چاپ رساند .
اين مقاله به قلم « آرتور مور » كه به تازگى از هندوستان و افغانستان به انگليس برگشته نوشته شده بود . آرتور مور مدتى هم به عنوان خبرنگار در تهران مشغول به كار بوده است . مور با اين سئوال كه « چرا اسلام بهطور خاص با ما اين قدر ترشرو است ؟ » مقاله خود را آغاز مىكند و مىنويسد « اگر بخواهيم خود را سفيدكارى كنيم و ثابت كنيم كه بخشى از اين مسئله به خاطر درك نادرست شرق از ما است و بخش ديگر ناشى از درك نادرست آنها در اثر تبليغات خصمانه است ، صرفا جوهر هدر مىدهيم و كسى را هم قانع نمىكنيم . » وى سپس به وعدههاى عمل نكرده انگليس در جوامع مسلمان پس از جنگ جهانى اول اشاره كرد و از قرارداد 1919 ياد نمود . « ما با بهره از يك رشوه شخصى 000 / 130 پوندى كه از جيب مالياتدهندگان انگليسى ربوده شده بود يك دولت انگلوفيل دست ساختهء خود را كه بنا بود خودمان از مرزهاى شمالىاش دفاع كنيم ، ترغيب كرديم تا « به قرارداد ميان ايران و انگليس مشروعيت بخشد » و قرارداد ايران و انگليس امضا شد .
( انگليسها از اين پول كه در 1919 به دست وزارت خارجه پرداخت شد ، چيزى نمىدانند ، لكن اسلام مىداند . ) . . . از نظر ايرانىها ما به حفظ نيروهاى خود در اين كشور صرفا از اين جهت ادامه داديم كه براى تصويب قرارداد ايران و انگليس به آن فشار وارد كنيم و بتوانيم به واسطه آن دسته از « افسران / رجال سياسى » كه در شمال اين كشور پراكنده بودند با اقتدار و وجههء لازم در امور محلى و قومى دخالت كنيم . تا نزديك به سال پس از آتشبس ، نخستوزير ايران مطلقا از سوى سفارت انگليس برگزيده مىشد و همكارانش متناسب با خواستههاى سفير انگليس انتخاب مىگرديدند . » مور در پايان مقاله خود مىنويسد كه اسلام براى اين دخالتها پاسخ خود را دارد . 13
هامش
( 1 ) . اسناد وزارت امور خارجه 113 - 2 - 16 - 1301 .
( 2 ) . همان ، 68 - 2 - 16 - 1301 .
( 3 ) . فرمانفرما ، گزيدهاى از مجموعه اسناد . . . ، ج 3 ، صص 1038 و 1039 .
( 4 ) . روزنامه اتحاد ، شم 200 ، ص 2 .
( 5 ) . جنبش ميرزا كوچك خان بنابر . . . ، ص 163 . فوگل كلو در دورهء قيام مرحوم خيابانى در تبريز بود و بعد رئيس نظميه قزوين شد . او با افراطكاريهاى خود نارضايتىهاى فراوانى پيش آورد . بعد از انفصال از سمت خود در قزوين به وزارت داخله شكايت كرد كه انفصال او از خدمت بدون مجوز صورت گرفته است ( سيفى فمى تفرشى ، پليس خفيه ايران ، ص 64 ) .
( 6 ) . روزنامه اتحاد ، شم 200 ، صص 2 و 3 .
( 7 ) . همان ، ص 2 .
( 8 ) . جنبش ميرزا كوچك خان بنابر . . . ، ص 164 .
( 9 ) . روزنامه اتحاد ، شم 200 ، ص 3 .
( 10 ) . روزنامه اقدام ، شم 54 ، ص 2 .
( 11 ) . بهار ( ملك الشعرا ) ، تاريخ مختصر احزاب سياسى ايران ، ج 1 ، ص 265 .
( 12 ) . سازمان اسناد ملى ايران ، سند شم 293001553 ، آرشيو 108 ظ 2 ب آ ا ، شم ميكروفيلم 00100160 .
( 13 ) . روزنامه تايمز ، به تاريخ 10 ژوئيه 1922 ، ص 15 .