چهار لقب پس از تصويب شاه داده شد : انتظام السلطان به محمد على خان ، امين الممالك به ميرزا منصور خان ، اعتماد همايون به شعبان خان سرهنگ ، حشمت لشكر به حسين خان ( پسر حاجى حشمت لشكر سمنانى ) اعطا گرديد . 7
* چپاول در راه آباده به شيراز
روزنامه اتحاد در شماره امروز خود خبر داد كه « گارى بيست و يك فوق العاده كه از اصفهان مىآمده است در پنج فرسخى آباده با سارقين مواجه شده محمولات گارى را با پنج رأس اسب به سرقت برده كه يك اسب را هم تلف كردهاند .
يك نفر از مسافرين را مجروح نموده ، بقيه را برهنه مىكنند . » خبر ديگر آنكه دزدها به باغ حاج محمد مهدى تاجر اصفهانى كه وصل به شهر است ، زده ، اسباب و اثاثيه آن را بردهاند . 8
هامش
( 1 ) . روزنامه ايران ، شم 1136 ، ص 1 .
( 2 ) . روزنامه اتحاد ، شم 164 ، ص 1 .
( 3 ) . روزنامه ايران ، شم 1136 ، ص 1 .
( 4 ) . همانجا .
( 5 ) . امير خان امير اعلم فرزند على اكبر خان معتمد الوزراه به سال 1256 ش / 1294 ق در تهران به دنيا آمد . تحصيلات مقدماتى خود را در ايران ، تركيه و سوريه به اتمام رساند و در دانشكده پزشكى بيروت ادامه تحصيل داد . او در اواخر سال 1317 ق عازم فرانسه شد و پس از تحصيل در دانشگاه ليون فرانسه به دريافت ديپلم دولتى از آن دانشگاه نايل آمد .
همچنين در حين تحصيل در 1902 م در كنفرانس بين المللى راجع به بيماريهاى آميزشى و سال بعد در كنفرانس بهداشت بين المللى راجع به مسائل قرنطين به نمايندگى دولت ايران شركت كرد . او در اين كنفرانس با تلاش فراوان بندر بوشهر را به عنوان بندر صحى رسمى ايران شناساند و به دنبال همين اقدام از طرف دولت فرانسه نشان درجه اول علمى و نيز از طرف ايران به وابستگى سفارت شاهنشاهى در پاريس و نشان درجه سوم شير و خورشيد نايل آمد . در سال 1904 م با رتبه سروانى در دانشكده طبى نظامى پاريس موسوم به « والدوگراس » وارد شد و مدت دو سال طب نظامى را تحصيل كرد . او در ضمن به عنوان نماينده نظامى ايران در مراسم عروسى وليعهد سابق آلمان شركت كرد و به اخذ نشان « تاج پروس » از درجه سوم نايل آمد . امير اعلم به سال 1906 م / 1323 ق به ايران بازگشت و به استادى تشريح در مدرسه طب و عضويت مجلس حفظ الصحه دولتى انتخاب گشت . در دومين دوره مجلس شوراى ملى از حوزه انتخابيه تهران نماينده شد و قانون طبابت را با مساعدت پزشكان ديگر از جمله شاهزاده لسان الحكما به تصويب مجلس رساند . وى در سال 1328 ق با درجه سرتيپى به رياست بهدارى ارتش انتخاب شد و براى ارتش ، بهدارى مرتب و منظم طبق اصول جديد تأسيس نمود .
امير اعلم در 1330 ق تنظيم تشكيلات بهدارى ژاندارمرى تازه تأسيس را بر عهده گرفت و در اين دوره « بيمارستان نظامى احمديه » را به نام پادشاه وقت تأسيس نمود . او سپس در سال 1335 ق بيمارستانى براى زنان و كودكان داير ساخت . متعاقب همين به پاس زحماتى كه در تأسيس بهدارى ارتش متحمل شده بود به دريافت رتبه و حمايل نشان سردارى مفتخر گرديد و نيز از طرف احمد شاه قاجار به سمت طبيب حضور همايونى و رياست مجلس حفظ الصحه دولتى منصوب گرديد . در سال 1296 ش به مشهد رفت و بيمارستان مخروبه حضرتى را با درآمد مطب شخصى خود ترميم و تجهيز نمود . او در 1338 ق به عضويت شوراى ملى فرهنگ درآمد و در همان سال به وزارت فوايد عامه رسيد . همچنين در دوره چهارم به نمايندگى مردم مشهد و به سمت نايب رئيس دوم مجلس انتخاب شد و سپس به وزارت فرهنگ انتصاب يافت . او در سال 1302 ش پس از 17 ماه تلاش جمعيت خيريه شير و خورشيد سرخ را داير ساخت و خود نيابت رياست آن را پذيرفت . در اين دوره كمكهاى شايانى به آسيبديدگان نقاط مختلف كشور شد . در دورهء پنجم مجلس شوراى ملى بار ديگر از طرف حوزهء انتخابيه مشهد به نمايندگى برگزيده شد و در ضمن رياست بهدارى كل كشور را بر عهده گرفت . در سال 1304 ش به سمت طبيب مخصوص احمد شاه و پس از روى كار آمدن رضا شاه به عنوان طبيب مخصوص او نيز منصوب گرديد . رياست تالار تشريح دانشكده پزشكى ، كارمند پيوسته و رئيس كميسيون پزشكى فرهنگستان ، نايب رئيس فرهنگستان ، استاد كرسى كالبدشناسى و رياست دانشكده پزشكى از ديگر سمتهاى او بود . وى در سال 1327 ش به وزارت بهدارى انتخاب شد ولى به علت كسالت پس از مدت كوتاهى كنار گرفت . در سال 1329 ش به درخواست خود بازنشسته شد و طبق رأى شوراى دانشكده در زمره استادان افتخارى دانشكده درآمد . وى در دورههاى اول ، دوم و سوم سنا سناتور انتصابى از سوى محمد رضا شاه بود و سرانجام در 1340 ش از دنيا رفت . ( تاريخ طب و طبابت در ايران . . . ، ج 2 ، صص 128 - 123 ؛ موحدى ، زندگىنامه پزشكان نامآور معاصر ايران ( 2 ) ، صص 47 - 43 ) .
( 6 ) . روزنامه ايران ، شم 1136 ، صص 1 و 2 ؛ همان ، شم 1137 ، ص 2 .
( 7 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 6 ، ص 109 ، 156 ، 158 و 160 .
( 8 ) . روزنامه اتحاد ، شم 164 ، ص 2 .